دلگیرم!  

ترک های مورد علاقه ام تو این اهنگ !
آدم از یه روز بعد خودش خبر نداره :)
باید بزارم سرنوشت سمت غصه پیش بره :|
من و قلبمو فقط دیوار میدید اما بازم منو مردم دار میدید :(
دلگیرم از دست خیلیا از دست این روزا :)
+آهنگ های خوب و بهتری هست ولی خب بعضی اهنگ ها کم شنیده میشه وبنظر من گوش کردنش خالی از لطف نیست ...
http://dl.nicmusic.net/nicmusic/009/015/Alireza%20Talischi%20-%20Delgiram%20128.mp3
 

ادامه مطلب  

#علی_فرزانه_موحد_شعر  

تکه سنگی شدی ای آینه ی زیبایم خنده دار است تو اینجایی و من تنهایم
نگرانی نکن از خنده ی بی علت منگاه در خاطره ای میروم و می آیم
چشم میبندم و عطر نفست می آیدشاید آرام بگیرد نفسی دریایم
خط کشیدم روی تقویم نوشتم برگردخون دل بود ولی جوهره ی امضایم
شب جمعست دوتا فاتحه خواندم اما نه برای تو.. برای خودم و فردایم
#علی_فرزانه_موحد
 

ادامه مطلب  

اندازه یک سوم!  

تو مراسم سالگرد ختم مامانجون وسط شیون و جیغ و داد وقتی داشتن زخم کهنه را نو میکردن مردی که داشت روضه میخوند یهو گفت دوستان از میوه های روی میز غافل نشین!  دوستان از میوه های روی میز غافل نشین؟ عاخه این چیه دوستان از میوه های روی میز غافل نشین؟ جمله تو ذهنم تکرار میشد و میخندیدم جمله تو ذهتم تکرار میشد و میخندیدم و نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم جمله تو ذهنم تکرار میشد و میخندیدم و نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم و مامان داشت نگاهم میکرد و جمله داشت تو

ادامه مطلب  

طبق معمول حال بد و دان کردن اهنگ  

طبق معمول هر وق حالم خوب نباشه اهنگ دان میکنم حالا هرچی 
باشه!!داشتم اهنگ دان میکردم ک دیدم یکیش زمان دان کردنش 
طولانی شد بعد دان دیدم ویدیو عه ینی دراین حد حالم دست خودم نیس
هووف بزا یادگار بمونه :// 














متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط

ادامه مطلب  

عبور مسيح ...  

امروز معجزه كوچكی اتفاق افتاد.آخ نفس های راحت.زندگی روزمره.بالهای بی زنجیر.امشب دوباره شب خوده شب بود.من؛همون من واقعی.بی غصه.آروم.دلخوش.راستی تو اصلا یادت هست آخرین باری كه شاد دیده باشی منو؟شادی ای كه نه فقط خندیدن باشه.از اون خوشحالی ها كه دل میخنده جای لب ها.شاملو راست گفته"خنده لب خاك و گله.خنده اصلی به دله"امشب دلم میخنده.پنجره رو آخرشب باز میكنم.هوا صافه.چندتا ستاره هست.درختا برگهاشون ریخته و تو خودشون مچاله شدن.بی روح و خشك و نزار.هوا

ادامه مطلب  

ای خواجه ی سرآمد لطفی تفقدی کن  

ای خواجه ی سرآمد لطفی تفقدی کن
خواندم که من فاتحه آن سینه ام صفا کن
ای صوفی عارف ای بایزید مستان
من آتش زمین و آتش ز من دور کن
ای مانی ایران ای سردار ایران
آن خال صورت من صد زشت را سپید کن
میترای پارسی ها گویم که من خستم
ای از همه سرتر دردی دوای من کن
آن پیر مست مستان گوید به ما هر دم
تاری بزن صفا کن آن بربط به پا کن
سلام من به پارس و سلام من به ایران
ای رندان صفایت من خسته ام دوا کن
ای عارف و صوفی ای رند مست دنیا
یک جرعه ای شراب را تقدیم یار من کن

ادامه مطلب  

خیلی وقته  

خیلی وقته دیگه به من سر نزدی یک روز دو روز سه روز یک هفته دو‌....سه هفته 
یک ماه و حالا دو ماهه که رفتی دیگه کلا همه چی یادت رفت
باورم نمیشه 
نمیدونم با اون حالت باید نگرانت باشم نمیدونم اصلا زنده ای یا نه 
هیچ فکر نمیکردم اگه یه روزی  قراره بری بی خبر بری 
نمیگم رسم روزگار این نیس رسم روزگار تا بوده همین بوده اما از تو انتظار بی خبر رفتن نمیرفت البته الانم بیشتر ازینکه ناراحت باشم بیشتر نگران حالت هستم
هنوز هم اونقد دوستت دارم که چیزی از یادم ن

ادامه مطلب  

پیشنهادِ ویژه  

منوچهر بعد از سی سال میاد تهران تا دوستشو یا بهتره بگم تنها دوستش تو تمام عمرشو پیدا کنه. یه جایی از فیلم که داره جریانشو تعریف می کنه میگه اوایل فکر می کردم خسرو فقط برای دیدن منه که میاد تو کوچه مون، رفته رفته فهمیدم برای دختر همسایه مونه. مدتی بعد خسرو میره سربازی و از اونجا نامه می نوشته برای دختر همسایه ی منوچهر اینا و منوچهر هیچ وقت اونارو به دست دختر نمی رسونده،خودش جای اون دختر جواب نامه ها رو می داده.بعد که دیده کار داره بیخ پیدا می کن

ادامه مطلب  

31. ماه کامل پارت 24  

یک جای فیلم دختر میگفت "من اگر با هر رفتار سرد میشکستم، تاحالا تکه تکه شده بودم!" و من فکر کردم چقدر تا به حال خلاف این جمله عمل کردم و به خودم ظلم کردم. با هر رفتار سردی به جای مجازات طرف مقابل یا حتی نادیده گرفتن، خودم را مجازات کردم و زانوی غم بغل گرفتم. تا جایی که باورم شد کسی نمیتواند مرا دوست داشته باشد. هنوز هم همینطورم. با هر حرفی، با هررفتاری خودم را کوچک میبینم و عذاب میکشم. ریشه ی این ماجرا برمیگردد به سال ها قبل. اما حالا؟ هیچ دوست داشت

ادامه مطلب  

سرد شدی درد شدی  

سهمم از عشق به تو
حسرت و فریاد شد...
دیشب
4 ساعت یه ریز گریه کردم
خودم به حال خودم خندم میگرفت
دو سه شب هست باز گریه...
هر بار که حالم یکم خوبه با خودم میگم دیگه قوی شدم گریه نمیکنم سر هرچی
ولی بعد یه شبایی...
این ترم واقعا خسته کننده ترین ترم کل کارشناسیمه
هر روز کلاس دارم
هر روز عصر بیرونم
این پاییز گوه هم که عصرش با شبش یکیه
میرسم خونه خسته ترین حالت ممکنمه
دلم میخاد از خستگی داد بزنم
وقتی هم دراز میکشم عذاب وجدان میگیرم: لعنتی درسات!
دارم تلف میش

ادامه مطلب  

زنگ خطر..(اضافه وزن)  

همه چی از شب یلدا شروع شد..یکی از لباسهامو ک پوشیدم ب دوستم گفتم چرا بعضی از لباسها اصرار دارن آدم رو تپلتر نشون بدن..گفت ن فک نمیکنم.. گمونم تو یکم چاق شدیا..!!! من چپ چپ نگاش کردم..گذشت و پریروز مامانم گفت الهام نمیری باشگاه؟گفتم چرا گفت همینجوری تناسب اندامت حفظ شه..امروزم داشتیم ناهار میخوریم گفت کاش بجای سس روغن زیتون میریختی رو سالاد گفتم چرا؟؟؟ میگه چنوقته حواست ب اندامت نیس....
+الان ی ساعته نشستم دارم خودخوری میکنم..هرکی میگفت باورم نمیشد

ادامه مطلب  

خلوتگاه من اینجاست...  

خلوتگاه من اینجاست...
 
اینجا با گفته هایم
 
با نوشته هایم
 
با سروده هایم 
 
گاه درخلوت خویشم وگاه هم صحبت بارون...
 
هرگاه دلگیرباشم اینجایم
 
اینجا گاهی چشمانم گریان است
 
گاهی لبانم خنده است...
 
راستش اگرگفتم خنده بود مزاح کردم...
 
اینجابه گمان درتنهاییم شریک است...
 
من درتنهایی خویش جز اینجا جایی نخواهم...

ادامه مطلب  

با من با او  

گاهگاهی که به تاریخ خودم می نگرم
خنده ام می گیرد
پشت آن کوه بلند تا دم ابر ، جویباری پر شوق رفتن ، به تلاطم میرفت
دشت ،
 دشت  آبی ز  غزل های خدا
اشتیاقم پر بود، چشمها شوق نگاه را می خواند
شوق وصل از سر و کولم بالا، اعتمادم  لبریز 
وه  از آن وحشی نا اهل پریشان گیسو
که به دشت لاله ، مهر و وفا  می کارد
گوییا آمدن و رفتن ما ، در ورای دوستی 
یک حسابی و کتابی دارد 
دشت امروز نه رودی نه روانی وٌ  نه آب ،
تشنگی  بهر سراب  
خنده ام می گیرد
گاهگاهی که به تار

ادامه مطلب  

817  

چراغای خونش انگار خاموش روشن میشن...تو فکرم ازش بپرسم مگه کسی خونشه !!!! خودش که تا اخر هفته بلاد پدریه....اعصابم خورده ...فکرنکنم دروغ گفته باشه...اخه مرگ پدر مگه دروغم میشه...عکسشو دیشب برام فرستاد.....
امروز اصلا از صب بیکار نبودم..کلاس ..بازار با عروس و بعدشم رفتم کار سیس تا الان...
وقت نکردم براش حتی یه نقطه هم بفرستم....اگه منو یادش باشه تا اخرشب تا دم دمای صب وقت داره یاد کنه...وگرنه باورم میشه من چقد براش بی ارزشم ....
از عادت گفتیم اون شب تو ماشین....م

ادامه مطلب  

فقیر  

هعیییییییییییییییییییی
باز 9 دی و یاد اون روزها...
سالها پیش از یه چیزایی گذشتم تا روشنگری..
بعد از مدتی... یه یار موافق...
احساس من از این عشقایی نبود که طرف رو مقصد بدونم، حدیثه ، یه همسفر ناب برای یه مدل خاص زندگی... خاص که میگم، نه به معنی اینکه چون بهش یه احساس منحصر به خودش داشتم، خاص بود ، نه
خاص به این معنی که ، قلبامون یه اتفاق مشترک داشتن، یک مسیر مشترک و یک جفت پای مشترک و و یک احساس مشترک به اون مسیر و هدف مشترک.
ولی اون بیشتر از اینکه با قل

ادامه مطلب  

مرثیه‌ای برای قطعه از دسته‌رفته‌ام...  

   به عنوان آدمی که سلیقه موسیقیایی یه خورده عجیبی داره با آدمای دوروبرم کم‌وبیش تبادل قطعه‌های موسیقی داریم. تو یکی از تبدلات وقتی داشتیم خیلی جدی صدای وکال بند london grammer رو بررسی می‌کردیم یکی از بزرگواران حاضر در جمع گفت که به خاطر این که آهنگای این بندُ تو روزای سخت زندگیش گوش می‌داده، الان این آهنگا یادآور اون روزا و تجربه‌های تلخن دیگه نمی‌تونه آهنگاشونُ گوش کنه.   اون موقع با این که دید تقریبا واضحی از این اتفاق داشتم و کما

ادامه مطلب  

دو خاطره از پاییز 94  

سلاام و صد سلام به روی ماه عزیزان دلم دوستای خوشگلم مخصوصا رافی جونم، طیبه جونم و فرشته جونم  آقا من وسط اتوبان تو ترافیک سر صبح یاد دو خاطره افتادم گفتم باشمام درمیون بگذارم همه با هم بخندیم پاییز 94 بود، همون ترمی که یار دانشجوم بود، تو اون کلاس دانشجوها همه پی اچ دی کندیدیت و  از همه رشته ها بودن، چند نفری هم دانشجوهای خارجی بود بین شون. اواسط ترم بود ، تا حدی با آقا یار نزدیک شده بودیم اما همچنان با یک قالب استاد و دانش

ادامه مطلب  

هیچی نپرس  

هیچی نپرس نگن برات باز
                                با صدای خنده هات قلبمو پاره پاره کردی
یه جا شنیدم تو صدات گفتی ابیت مرده برات
                                        سوزوند منو دوباره حرفات
 
                               
                            

ادامه مطلب  

زمستون همش برفه!  

لبوهای داغِ زمستونِ خیابون بهار و اون نیمکتها ی همیشه ی خدا یخی که روش میلرزیدیم و لبو میخوردیمو که من از پر قنداق بلد نبودم!تو یادم دادی! 
یا اون خیابون فرعیِ حشمت که تهش میخورد به کبابی همیشه شلوغ حاجی نصرت که واسه دوسیخ نون و کباب داغ نیم ساعت باید توو سرما منتظر وایمیسادیمو! 
یا گشتن توو ایستگاه خطی تاکسیا دنبال اونایی که رادیوشون روشنه و کز کردن گوشه ی صندلی هاش و گوش دادن و کیف کردن از موزیکاش، وقتی که تنمون از گزگز سرما شل میشد و کم کم گ

ادامه مطلب  

Gloomy Sunday  

امروز یک شنبه از اولین هفته ی فصل زمستون هست...
داشتم آهنگ گوش می دادم و مقالم رو آماده می کردم تا رسید به آهنگ Gloomy Sunday
البته ورژنی که Diamanda Galas خونده.. و چه داستانی پشت آهنگ اوریجینال مجارستانیش هست...
چیز منحصربه فردی درون این اهنگ و متنش وجود داره که تورو میبره به تاریکترین و عمیقترین حفره های درونت و می کشه بیرون همه چیز رو میذاره جلوت.تصمیم بگیری باهاش غرق شی و به قعر بری یا خب بزنی آهنگ بعدی و بیخیال همه چی بشی...
(اتاق خوابگاه من طبقه 4ام و آخر

ادامه مطلب  

مهم ترین اصول موفقیت  

یکی از مهم ترین اصولی که طی سال ها تجربه شخصی به دست اورده ام صداقت در انجام هر کاری است.شاید این حرف برای افراد تازه کار خنده اور باشد اما نه تنها تجربه شخصی بلکه مرور زندگی و پیشرفت افراد همین عصر معاصر هم گویای همین مطلب میباشد....

ادامه مطلب  

انلود اهنگ جدید امیر خلوت با نام تند  

دانلود آهنگ جدید امیر خلوت به نام تند
Download New Music Amir Khalvat – Tondآهنگ جدید تند را با صدای امیر خلوت با دو کیفیت متفاوت


دانلود اهنگ جدید امیر خلوت به نام تند با لینک مستقیم 
                                     وبا دوکیفیت 320 و 128 از 
                                                دیجی موزیک
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

Khoshi  

 گاهی خوشی اونقد زیر دل آدمارو میزنه که 
دل کندن از یه سری چیزا براشون میشه
کابووووس، داشتن خوشی میشه براشون اعتیاد
شاید اونا نمیدونن تواین دنیا همه چیز متعادلش خوبه
نه حالته مانیکو شیدایی عالیه،نه دپرسیو گرفتن
باید گشت دنبال دست پیداکردن به
یه چیزی وسط شادی و غم
واقعا خنده داره
چرا فراموشی گرفتیم
کجا پاگذاشتیمو
چقدر برای زندگی فرصت داریم؟
 

ادامه مطلب  

حمید. عسکری  

از. زندگی حمید عسکری;یادمه تو دورهمی صراحتا اعلام کرد که بله عاشق شدم.
خیلیا نمیگن عاشق شدم و عاشق کی.حتی وقتی طرف هسرش کنارشه هم با اکراه میگه عاشقش شدم!
 حمید عسکری اما همه جا با افتخار اعلام میکنه عاااشق همسرمم!! .همسرش نه دماغشو عمل کرده نه لباش پروتزه و نه زیبایی اسطوره ای داره.یه چهره معمولی بنظرم داره.اما بنظرم خیلی خیلی خوشیخته که همسرش اینچنین عاشقانه دوستش داره.اونم همسری که خواننده ست و چنین خواننده تاپی هست.
 ماجرای آشنایی با همسر

ادامه مطلب  

کاریکاتور مفهومی  

کاریکاتور بطورکلی نوعی نقاشی است که سوژه دلخواه را به صورت مضحک و خنده آوری ترسیم می‌کند. اما کاریکاتورهای مفهومی بعضی مواقع از طنز عدول کرده و مشکلات و ناهنجاری های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی در سراسر جهان را به گونه ای هنرمندانه به تصویر می کشند که بیننده را به تفکر وامی دارند. نمونه هایی از این سبک کاریکاتور را در ادامه ایمیل می بینیم …

ادامه مطلب  

زندگی بیهوده  

وقتی بازم صب میشه،دلم به جای خنده از غصه ها خون میشه،حسی مث دلهره،تو قلبم آشوب میشه،بازم روز تکراری،از همه کس فراری،چه روزی امروز میشه،هر آدمی دلش شاد،ازخونه بیرون میاد،ولی جای امن من کنج اتاقم میشه،چقدر تلاش وکوشش واسه درست کردنش،نمیدونستم اینبار بدتر خراب میشه،میگن بشین دعا کن،باز خدا رو صدا کن،حتی دلم با دعا از غصه ویرون میشه،خدا چی بود این دنیات؟چین این شب وروزات؟فقط روزای عمرم بیهوده داغون میشه،خدا بگیر جونم رو تموم بکن روزم رو که

ادامه مطلب  

دختر میگون  

دختر میگونم و امشب غزلخوانت شدم غافل و دیوانه و مست و پریشانت شدم
با لب می گونه ام در شرجی اغوش تو با همه مستی و نازم ساقی جانت شدم
من فدای طبع شیرین و لب پر خنده اتدر زمستان نگاهت ، چون بهارانت شدم
ای كه تفسیر لبان تو شده تعبیر عشقدر بهار بوسه ها باغ و گلستانت شدم
چشم تو دیدم که می آمد خراب و بیقرار ناله ها کردم ز درد و موج طوفانت شدم
همچو ماهم ، نور میگیرم ز خورشید رختدر شب یلدای تو ، فانوس پنهانت شدم
بس که با اسب خیالت تند می تازی به دل شازده زی

ادامه مطلب  

رنگی رنگی  

امروز از صبح تا بعد از ظهر کارگاه بودیم.صبح اتفاق جالبی افتاد.قوطی رنگ خالی شد رو مانتوم چند دقیقه هنگ بودم .لباس کارم نیاورده بودم.همکلاسی ها میگفتن خوبه دیگه هنریه. نتونستم تحمل کنم رفتم شستمش بهت پبام دادم و خلاصه خاطره خنده داری بود. فردا  کنفرانس دارم. یکم به انرژی مثبت نیاز دارم که برم سراغ کارهام. روی صندلی نشستم و همزمان که دارم مینویسم برای فردا برنامه ریزی میکنم.باید یه نقد بنویسم.واسه ساعت بعدشم کنفرانس ارائه بدم .خسته ام خیلی...
 
 

ادامه مطلب  

حالم بده  

سلام 
خوبید ؟؟
من که حالم افتضاح سرما خوردم ناجووووور 
دکترم نمیرم 
میدونم میخواد امپول بده حسابییی وحشت دارم از سرنگش واقعا خدا هیچ کسی رو گرفتارش نکنه فردام کلاس دارم تازه با کی کسی که روز اول از کلاسش بیرونم کرد 
نمیدونم برم نرم 
به فاطه یکی از دختر عمو هام گفتم گفت باید بری با این صدای که توداری دو سه تا پنی سیلین باید بخوری 
منم مشکلمو گفتم واقعا خنده داره که پشت تلفن پس افتاد؟
هیچی دیگه موندم سر دو راهی 
از یه طرف میگم گور بابای استاد 


ادامه مطلب  

هوا ابریست...  

................. هوا ابریست .....
چه دنیایِ غم انگیزی دراین اشعارمی بینم
 
برای این دلِ ابری چو باران می توانم شد؟
در این دنیا که مردانش عصا از کور میدزدند*
 
من ازدردِ گران خود پریشان می توانم شد؟
دلا خوش باش تنهایی و آن هم عالمی دارد
 
برای این دلِ تنها ، گریان می توانم شد؟
من از خوش باوری اینجامحبت جستجو کردم
 
ندیدم همدلی آیا گریزان میتوانم شد؟
نمی خواهم ببینم چشمِ خون بارِ یتیمی را
 
برایِ خنده یِ آن بینوا ، نان میتوانم شد
دگر جانی ندارند مردمان از

ادامه مطلب  

دانلود اهنگ معین زد به نام زمانه  

دانلود آهنگ جدید معین زد زمانهآهنگ جدید معین زد زمانه با لینک مستقیم همراه با پخش آنلاینDownload New Music Moein Z Zamanehتنظیم . میکس و مسترینگ : سعید انصار
دانلود اهنگ زمانه از معین زد با لینک مستقیم
با دوکیفیت 320 و 128 از 
دیجی موزیک
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

این یا اون؟  

پاییز تموم شد. به همین راحتی. دلم براش تنگ می شه تا سال آینده.
دختر خاله مم عروس شد امشب. حس خاصی نداشتم.
همیشه وقتی می رفتم عروسی، دلم می گرفت و بغض می کردم.
بعد دلم می خواست اون لحظه رو با حامد داشته باشم. اما امشب...
هیچ حسی نبود. حتی حامد هم به تنهایی تو ذهنم نبود. نصف نصف، حامد، جاوید.
حامد رو می دونم چرا تو ذهنم بود. ولی جاوید رو نمی دونم.
به طرز خنده داری تا ذهنم می خواست بره سمت حامد، جاوید می پرید وسط!
منم در بی حسی کامل به هیچ کدوم فکر نمی کردم.

ادامه مطلب  

بارون  

نشسته ام تو راهرو
در ورودی زیر نظرمه و مهمونها رو که همه، اغلب چادرمشکی سرشونه، هدایت میکنم داخل
و پشت سرشون، زمین رو خشک میکنم که تو گل و شل برنگردند...
نمیدونم اخبار چطوری پخش میشه! یکی همسایه هام پیام داد، مادر فهیمه زنگ زد، و یک دوجین همکار، از خدمه تا رییس، اس ام اس دادند از دیروز تا الان.
تقریبا، دارم سرما میخورم انگار
الان که برم بیرون، قرص میخرم
شاید هیچوقت پیش نيومده بود بشینم پشت شیشه پارکینگ، بارون رو نگاه کنم...

ادامه مطلب  

۴۵۰  

امروز بعد از یه هفته رفتم دانشگا ..دیدی گفتم این دفه هم کلا یادش میره تو رو..اصلا یادش ب من هست!؟من نمیدونم ادم بیشعوریه ..در عین حالی ک ازش بدم میاد خوشمم میاد ازش..یه نگاهی ک بم میکنه برام مهمه دلم میلرزه خیلی با اینکه حتی میدونم شاید که چه عرض کنم منطوری نداره داره نمیدونم هر چی ...با اینکه میدونم یکی دیگه رو دوس داشته بااینکه خیلی روحمو اذیت کرده بااینکه باید بدم بیاد ازش اما خوشم میاد ازش اصلا امروز هم که ندیدمش امروز ک هم کلاسیاشو دیدم خودشو

ادامه مطلب  

28. كپي  

پیام داده كلی مونی هست اینجا، من هم كه از ماجرا سر درنیاورده بودم گفته بودم كجاست دقیقاً؟! او هم گفته بود نمیشود كه از آنها عكس بگیرد! تازه دوهزاری ام افتاد راجب چه چیزی حرف میزند. آدم های شبیه به چهره ی من :)) حالا هروقت یادش می افتم خنده ام میگیرد. احتمالاً هرقدمی كه برمیدارد یك دور من را مرور میكند. با این حال هنوز جواب پیامم را نداده، این روزها بیشتر از هر روز دیگر نگرانش میشوم. در این شرایط تنها چیزی كه گریبانگیرم میشود كاهش وزن است و این اصل

ادامه مطلب  

مرگ یعنی حال من با دیدن انگشترش ..  

بی تو در گریه ها یاد تو در اغوشم است ..
. این همون اهنگی بود که وقتی شنیدمش به هیچی جزء نبود تو فکر نکردم بابایی 
عکسایی که تو تو اونا بودی رو از لبتابم ریختم تو گوشیم و با همه شون کلیپ درست 
کردم این اهنگ رو هم روش گذاشتم .. به مامان نشون دادم ، اروم سرش و گذاشت و
گریه کرد ، من ندیدمش از صدای گرفتش متوجه شدم . گفت برای خاله هم بفرست ،
فرستادم و طبق حدسم طفکم پر پر شد ))': فرداش زنگ زده بود خونمون که باهام
حرف بزنه نبودم اما پست اینستگرم شُ دیدم و حدس زد

ادامه مطلب  

بهونه کرده دلم  

سلام!
دیشب یلدا بود
یلدا!
تو ته دلم یه تنهایی عجیب و آزار دهنده ای حس میکنم
دلگیرم از همه چی
از بودن تو این حیطه از جهان
نه جغرافیایی نه تاریخی!
نمیخامش
احساس میکنم بدتر از این وجود نداره
نمیدونم شایدم اشتباه میکنم
دیروز دانشگاه انقد عصبانی بودم
نمیخام توضیح بدم
فقط اینکه از ساعت دوازده و نیم تا 4 تنها فقط اهنگ گوش دادم جلو در دانشگاه تو ماشین
قشنگ اشکم در اومده بود
چرا مث بقیه دخترا نیستم
اصن دلم دوس پسر میخاد
اصن دلم میخاد یا درس نخونم یا درس

ادامه مطلب  

یادداشت صد و سوم  

این یادداشت ناشناخته شناخته
شایع شده قم زلزله میاد امشب الان نمیدونم چقدر از زندگیم مونده یهو تو رتبه دوم شاید دیگه روحم شاد(البته واقعیت من این افکار نیست امید به زندگیم بالای ن و د).
امروز انشا داشتیم اما وقتی کلاس دست دبیر ادبیات باشه به انشا ستم میشه. یه نصفه انشا نوشته بودم درباره آب و کربلا رو میز بود حسین -که انشا با جمله‌هایی شبیه رپ می‌نویسه- به معلم گفت من بخونم اما معلم ادبیات درس داد.
امروز م با دقیقا ۲۵دقیقه تاخیر رسیدم رفتم گروه

ادامه مطلب  

این فکرها...  

این روزها انقدر دارم دست پا میزنم از این فکرایی که  تو ذهنم هست خلاص بشم 
این که چرا تو زندگیم به این جا رسیدم جایی که نه میتونم جلوتر برم نه میتونم
برگردم عقب و از نو شروع کنم  ، اره انتخابم غلط بوده و حالا من موندم راهی
که هم جلو رفتن توش باعث افتادنت تو دره میشه و هم برگشتن به عقب هر لحضه هم زیر پات سست تر میشه،
درست جایی  که هیچ چیز نه خوشحالم میکنه و نه ناراحت
گیر کردم بین مردن یا مردن...
کاش همیشه کودک میماندیم کاش هیچوقت بزرگ نمیشدیم ، کاش

ادامه مطلب  

اینم حکایت ما!  

مهیار دیگه شورشو در آورده. یعنی تابلو داره نشون می ده از جاوید بدش میاد.
یه بحث حسابی هم سر یه مساله کاری داشتن. همه شم تقصیر مهیاره.
البته کسی نفهمید فقط خودشون دوتا بودن. بعد مهیار واسه اینکه جاوید رو پیش من
خراب کنه اومد گفت جاوید می خواد اخراجم کنه واسه منافع شخصی.
باورم نمی شد جاوید همچین کاری کنه. ولی دیدم واقعا مهیار داره اخراج می شه.
دروغ نگم یه کم ذهنم نسبت به جاوید مردد شد. نمی تونستم هم برم و ازش بپرسم.
دیشب خودش بهم گفت دلیل اینکه حکم ا

ادامه مطلب  

آروغ  

دیگه حتی همونم جواب نمیده.من یه حالتِ لَوَرده ای دارم.کاش لااقل دسته پلی استیشنی بود.از دار و درخت دل خوشی ندارم.تولد برادرمه و خب چیزی که از دار و درخت یادمه دماغ باد کرده ی خون اومده شه.لا به لای درختا و طبیعت سبزی که بهش میگین «زیبا».تفریح،به خوندن خبر تقلیل پیدا کرده و پول ریختن تو شیکم خورده دزدا.پولی برای ریختن توی شیکم شادزد ندارم.شبا واقعا سرده و من سرما خورده م.دیگه خنده م نمیاد.بیادم کسشره.مثل آروغی که میاد هوا رو خالی کنه،ولی بوی غذا

ادامه مطلب  

سووم دی ماه  

سلام امروز سووم هست و خبری نیست فردا امتحان دینی داریمخانم غلامی هم میخواد بیاد مدرسه
مراقب باشه
خداکنه کلاس ما رو برداره_خیلی خوب میشه 
دقیقا یه هفته هم هست ک ندیدمش دلم براش خیلی تنگ شده
تا الان که ساعته 19:30 خبری نیست اگر خبری شد میامخخخخخخ
خخخخ نمیشه نیام بازم امشب خبر دارم خخخخخ
خانم غلامی مثل اینکه با بچها قهره قهر ک ن ازشون ناراحته نمیاد توی گروه
اصلا پیاما هم باز نمیکنه متاسفانه
من براش توی گروه اهنگ خوندم فرستادم گفتم احتمالا شوهر ک

ادامه مطلب  

یاد دنیای کودکانه...  

نشسته بودم، به خونشون نگاه میکردم و خاطرات، تصویری برام مرور میشد
از  مرداد نرفته بودم و امشب هم اگر دعوت نمیشدیم این نرفتن تا...خدا میدونه کِی ادامه میداشت
شب معذبانه ای!!! بود، به خیلی دلایل شاید؟ هوم؟
دلم دنیای کودکانه میخواد
دنیای کودکانه یعنی میری خونه عمت، خود عمه هست، هیچی تو خانواده باعث هیچ حس بدی نشده، با همبازیت سرگرم میشی، و خنده، و خوشی
دنیای الان؟ ولش کن
+دلم یدونه از همون خواب های دیشب رو میخواد دیشب که نه درواقع صبح

ادامه مطلب  

لال شده ام  

آسمان بر پنجره ی ماشین می بارد. قطره قطره. نورها انگار می رقصند. دفترچه هایت را روی پایم گذاشته ام. صورتم گر گرفته، انگار تب دارم. به نوعی حالت دگرگونی دچار شده ام. رفته بودم عیادت پدرت. همان عزیزی که چند روز پیش دربیمارستان هم به دیدنش رفته بودم. حال پدرت خوب نیست. نگرانم. خواهرت باردار است و وای اگر کودکش پسر شود نام تو را بر او میگذارند. کاش پسر نشود. نام تو، روی پسر من گذاشته شود زیباتر نیست؟ شاید لایقش نباشم. که روزی هزاربار نامت را صدابزنم. پ

ادامه مطلب  

بعضی وقتا بعضی اهنگا  

نمیدونم بعضی وقتا بعضی اهنگا هرچقدرم چرت باشه دوس دارم گوش بدم
فک کنم اونم ب این گوش میکرد  میگف تو هم گوش کن عادت داش حرفاشو با اهنگ بهم بفهمونه الان حس میکنم حرفای اونو میشنوم هه
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" va

ادامه مطلب  

دلنوشته خودم برا تو که تمام دنیای منی  

سلام عشق قشنگم . الان که من دارم می نویسم تو خوابی .
ساعت الان 4:23 دقیقه صبح هستش . الان دقیقا شده 52
روز 15 ساعت 15 دقیقه  که خدا تو رو به من داده .
اینقد دوست دارم الان می تونستم پر بکشم بیام یه
گوشه اتاق بشینم و  سیر نگات کنم برا خودم تاآروم شم
 الان تقریبا
4 روزه که ندیدمت . 4 روزی که هر دقیقه اش اندازه 1
سال طول کشیده برام . اونقد دلم برات تنگ شده که هیچ
کلمه ای نمی تونه بیانش کنه . فقط به امید زود
برگشتنت زندگی میکنم . بهم قول بده دیگه هیج وقت
اینق

ادامه مطلب  

از سری معایب زورکی حرف زدن  

خانه‌ام مورچه زیاد داشت. تا یک
جایی سعی کردم با آنها کنار بیایم، از آنهایی که فکر می‌کنند مورچه هم آدم است.
ولی بالاخره صبرم به سر آمد و یک پودر حشره‌کش گفتم. پودر لعنتی زیادی موثر بود،
من باورم نمی‌شد یک پودر سفید بدون بو که اگر فوتش کنی در هوا پخش می‌شود اینقدر
موثر باشد. تعجبم را برانگیخت، سعی کردم از داخل این اتفاق شگفت انگیز بهانه ای
برای نوشتن پیدا کنم مثل کسی که بخواهد زورکی سر صحبت را با کسی باز کند.


 آن روز در صف طولانی ایستگاه تاکس

ادامه مطلب  

امروووووز  

امروز چون ادبیات داشتیم ومن از انشااااااااااا بههههه شددددت متنفررررررررم.............اصلانمیدونم چرااااولی دوس ندارم انشاروووو....
حتی تاریخوبیشتراز انشا دوس دارم.......
اصلافقط درسای تخصصیوعشق است........
.........
....
اینقدر به خواب احتیاج داشتم مخصووووصا خواب بعدازظهر که خداروشکر قسمت شد و من امروز بعدازظهر خواااابیدم ...مرسی خداجووون
 
اخه روزای دیگه درسا نمیزارن من یه ذره بعدازظهرها بخوابم......
.......
دیگه چی!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟اهااااا......
خیییییلی دلم واسه

ادامه مطلب  

1 دی 1396  

سلام خدا جون
28 ام سه شنبه از دست مهدی خیلی ناراحت شدم بخاطر نوع بخوردش و اون پست رو از اداره گذاشتم،ظهرش بعد از ساعت 2 بود فکر کنم،مهدی با حالت زار و ناراحت اومد اتاق اومد پیشم،گفت گوشیم افتاده تو اب چیزی دارید اینو خشک کنیم گوشیش از این مدلا بود که نمیشد بازش کرد و باتری رو در اورد،گفتیم اول با فوتر خشکش کنیم بعد دیدیم اگه جای یو اس بی بزنیم فوتر رو شاید اب بره جاهای دیگه و کامل خیس بشه همه جاش،مهدی رفت پایین،رفتم به چند نفر رو زدم،که یه اشنا د

ادامه مطلب  

964  

خب اولش وقتی شک‌کردم که با ی جعبه شیرینی خامه اومدخوابگاه! 
چون قبلش میخواست بره بیرون و واسه تیپش هی نظرمیپرسید! 
بعد این تیپ زدن وبیرون رفتنه ادامه داشت! وخب بازم شک برانگیزبود 
اینکه قبلش واس بیرون رفتن بادوستاش انقد تیپ نمیزد،باخودم گفتم
لابد با ی سبزواری رل زده،اصن ب منچه! ولی وقتی دیشب بچه هابهم
گفتن اینودیدنش تو خیابون کاشفی،با حسین صالحی حالم بهم خوردناموسا
واعصابم وقتی بهم ریخت که زهرا گف احسان خواستگاری اومده یدفه
واونروزیم خو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >