دلبریتو کمترش کن (شهاب مظفری)  

متن شعر آهنگ:
چیکار میکنی اینجوری که دیوونه میشم بیا دلبریتو یکم کمترش کندلم عاشقه بیشتر از این نذار عاشقت شم داره میره قلبم بیا باورش کنحدی دل بردن واسه تو مردن همه ی عالم ای وای چه بده حالمدلم دیگه طاقت نداره دلم بی قراره داره کم میارهدیگه خستم از حالت چشم تو و حالای باحال نصف کارهدلم دیگه طاقت نداره دلم بی قراره داره کم میارهدیگه خستم از حالت چشم تو و حالای باحال نصف کارهمیلرزونه این زلزله قلبمو دین و ایمونمو زندگیمو بهم ریخته چشاتیه آدم

ادامه مطلب  

شمارش معکوس  

قراره تا هزار و یک شب در این وبلاگ بنویسم
هزار و یک شب دقیقا میشه چند سال؟ 
هر چند سال که بشه مهم نیست مهم اینه که هزار و یک شب قراره شهرزاد قصه گو بشم و قصه بگم....قصه زندگی خودم و آدم هایی که به نوعی ما رو وارد زندگی هم می کنه.خواسته یا ناخواسته!
هزار و یک شب زمان زیادیه برای تغییر!
شهرزاد از همین زمان استفاده کرد تا تونست« پادش اه »رو عاشق خودش کنه و از کشته شدنش توسط اون جلوگیری کنه
هزار و یک شب من از ۸ دی ماه ۱۳۹۶ شروع شد

ادامه مطلب  

دوباره هوش برتر!  

بله!
دوباره مسابقه هوش برتر!
آقا قرار بود سری بعدی مسابقه هوش برتر در اردیبهشت سال بعد برگزار بشه ولی حالا قراره از اول زمستون سری جدید مسابقه تو شبکه نسیم پخش بشه!
قراره شنبه زنگ بزنند برای انتخاب افراد!
منم شاید دوباره رفتم مسابقه!
برنامم برای آماده شدن اینه که سوالای تخصصی رو تا آخر امشب یه مرور کنم و فردا مشکل دار ها رو کامل بخونم.
بازی ها رو هم یه مرور می کنم!

ادامه مطلب  

بالاخره کتاب تموم شد راحت شدم :))  

دیروز رفتیم وسایل تزیین قند خریدیم. برای قند هایی که قراره ببریم واسه خانواده شوهرخواهرم. وسایلمون گلهای سفید،تور سفید و ربانهای سفید و نباتی هستند.اینهارو از یک مغازه خوشگل فروشی! که وسایل تولد و عقد و...  دارن خریدیم.همچنین قراره لباسهای شب یلدا، پارچه های خونواده داماد و کیک ببریم.بعد از خرید من مرغ سوخاری و سیب زمینی سرخ کرده و پیراشکی کاکائویی خوردم به به :) 
امروز هم بالاخره کتاب جزء از کل رو تموم کردم. کتاب خیلی حجیمی بود و البته جالب.ک

ادامه مطلب  

مامانش اومد  

امروز بالاخره مامانش اومد همدم همه چی خوب بود مامان خوشش اومد بابا باهام یکم حرف زد.پرسید این پسر کاسبه.میتونی باهاش بسازی؟  صبور و اهل زندگی هستی؟  گفت زندگی خیلی بالا و پایین داره.گفت زندگی عشق و عاشقی هم بی تاثیر نیس گفت مامانش خانوم خوبیه.باباشم بعدا میبینیم.گفت سن پسره کمه.میتونی بسازی باهاش؟  بابا نگران خونس فقط.کاش خونه جور بشه کاش اخلاق خودش عوض نشه من فقط نگران پنهان کاریاشم.فقط همین.سابقه اش تو این زمینه افتضاحه همدم افتضاااح.کاش

ادامه مطلب  

عکس های سریال انتقام شیرین  

خلاصه داستان سریال انتقام شیرین و عکس بازیگران سریال ترکی
یکی از سریال های ترکی که بسیار پر بیننده است سریال انتقام شیرین Tatlı Intikam است که سال 2016 از Canal D پخش شد. امتیاز این سریال در پایگاه فیلم و سریال Imdb نمره متوسط 5.9 است.
خلاصه داستان سریال انتقام شیرین
پلین دختری زیبا است که زیاد در روابط عاشقانه خوش شانس نبوده است اما سرانجام بخت به او روی می آورد و به شاهزاده سوار بر اسب سفید می رسد. او با تولگا آشنا میشه و تصمیم به ازدواج با اون میگیره. ام

ادامه مطلب  

مواظب گردوى دنيا باش!!  

صبح كه مرض لالمونى گرفته بودم و دلم نمیخواست حرف بزنم و كارى كنم،دلم میخواست درازكش باشم ، به سقف نگاه كنم و براى خودم رویا ببافم، صبح كه خاله اومد و نشست روبروم و زل زد بهم و شروع كرد به حرف زدن از فلان و بهمان، نگاهش كردم و یه دفعه یاد حرفى افتادم كه هفته پیش زده بود.اینكه وقتى "اسمش رو نبر" میره پیشش و حرف میزنه خودش رو به خواب میزنه یا به نشنیدن و بعد هم یه اصطلاح به كار برد و گفت خیلى حرف میزنه و سر و مغزم رو میخوره! فكر كردم منم براى خاله دقیق

ادامه مطلب  

کشتن و انتقام .  

قرآن به‌صراحت دستور به کشتن و انتقام می‌دهدقرآن می‌گوید که:یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلْیَجِدُواْ فِیكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ(توبه/123) اى كسانى كه ایمان آورده‏اید كافرانى كه مجاور شما هستند را بکشید و آنان باید در شما خشونت بیابند و بدانید كه الله با متقیان است.فَإِذا لَقِیتُمُ الَّذِینَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنت

ادامه مطلب  

بیوگرافی هایلی اتول  

بیوگرافی هایلی اتول

هایلی الیزابت اتول (به انگلیسی: Hayley Elizabeth Atwel) زاده ۵ آوریل ۱۹۸۲ ‏(۳۵ سال) بازیگر زن انگلیسی است.
نام اصلی : هایلی الیزابت اتول
زمینه فعالیت : 
تولد : ۵ آوریل ۱۹۸۲ لندن،  انگلستان
ملیت : ایالات متحده آمریکا
پیشه : بازیگر
سال‌های فعالیت : ۲۰۰۵-اکنون
همسر(ها) : مجرد
زندگی شخصی
پدر او آمریکایی و مادرش یک بریتانیایی است. هایلی تنها فرزند خانواده بود و هنگامی که او دوسال داشت والدینش از هم جدا شدند.
حرفه بازیگری
هایلی اولین

ادامه مطلب  

بیوگرافی هایلی اتول  

بیوگرافی هایلی اتول

هایلی الیزابت اتول (به انگلیسی: Hayley Elizabeth Atwel) زاده ۵ آوریل ۱۹۸۲ ‏(۳۵ سال) بازیگر زن انگلیسی است.
نام اصلی : هایلی الیزابت اتول
زمینه فعالیت : 
تولد : ۵ آوریل ۱۹۸۲ لندن،  انگلستان
ملیت : ایالات متحده آمریکا
پیشه : بازیگر
سال‌های فعالیت : ۲۰۰۵-اکنون
همسر(ها) : مجرد
زندگی شخصی
پدر او آمریکایی و مادرش یک بریتانیایی است. هایلی تنها فرزند خانواده بود و هنگامی که او دوسال داشت والدینش از هم جدا شدند.
حرفه بازیگری
هایلی اولین

ادامه مطلب  

نامه ی دکتر داودی به ارغوان آذرنیا  

سلام ارغوان
امشب به هر بهانه ای که بود با بچه هام فرستادمت خونشون تا بعد یکی دو شب بیدار خوابی کنار تخت من چند ساعتی استراحت کنی . به دخترم می سپارم یکی دو ماه بعد مرگ من این سی دی رو برات پست کنن .
تو برا من یه فرشته بودی ارغوان یه حامی دلسوز با محبت که اگه وارد زندگی من نمی شد خیلی زودتر از اینا می مُردم . امّا نگرانی ام برا تو از این بابتِ که مبادا موجودی که می تونه این طور زندگی بخش باشه خدای نکرده راه خشم و انتقام و کینه توزیو پیش بگیره . من در ت

ادامه مطلب  

الله: اسطوره مهربانی یا خشونت و انتقام ستانی؟  

درست است که الله در آغازین ترین کلام خود در کتاب "مقدس،" خویشتن را «الرحمان الرحیم،» به معنای فارسی بخشنده و مهربان توصیف و تعریف میکند. اما اگر در پی تایید و تصدیق باور خود به کلام الله، یعنی آنجا که  الله بزبان خود سخن میگوید، رجوع کنیم، خدا و یا الله هی را خواهیم یافت، که کین خواه است و انتقام جو. که او حاکم است و باز تابنده تابنده خشم و خشونت است و  قهر و قدرت. او مالک برجهانی ست، بسی بسیار سهمناک، سراسر تنبیه و مجازات، تا ابدیت شکنجه و آزار.

ادامه مطلب  

راههای تقویت دوستی  

لازمه یک زندگی اجتماعی ایده‌آل آن است که انسانها با یکدیگر روابطی دوستانه و صمیمانه داشته باشند و هر یک از طرفین در جهت حفظ و استحکام این روابط کوشش کنند. در اینجا به برخی از راهها اشاره می‌کنیم:← صمیمیت«از جمله اموری که باید در مقام حفظ رفاقت رعایت گردد، صمیمیت در دوستی است. از جمله لوازم صمیمیت آن است که وقتی با کسی رفیق می‌شویم نباید دشمنانش را به دوستی انتخاب کنیم، چون وقتی او مشاهده می‌کند که شما با دشمنش روابط دوستانه برقرار کردید

ادامه مطلب  

صبح  

صبح بیدار شدم با چشمایی پف کرده؛با اعصابی خرد؛
چرا ایمان با اون کلمات تند نیس دار منو زخمی کرد انتقام چیو گرفت؟
ایمان یک روز از من متنفر میشی! هیچوقت ازت متنفر نمیشم الی!این پسره عاشقته الی!
ایمان من با تو نمی تونم وارد رابطه جدی بشم الان که کسی نیست جداشیم بهتره، الی تو به فکر من نباش چی کار داری...
هزارتارحرف اینطوری هزارتا اخطار و باز دم از عشق می زد!
یکدفعه

ادامه مطلب  

1716  

 بله از اتاق فرمان اشاره می کنن که همین یکیُ کم داشتیم :|
از آموزش پرورش نامه اومده برا باغِ کتابمون که آقا " تخلیه ی فوری " کنین :| خانمِ آقای دولتی هم می گه متوجه نیستن اینجا چقدر جنس هست؟ تخلیه ی فوری ما سه ماه طول می کشه :)) حالا قراره آقای دولتی بره باهاشون صحبت کنه گویا آزارشون گرفته :| یا ما باید بریم مرکز شهر یا جمع کنیم :| آها اینم بگم که از دست یه بازاریابِ بیمه به زووور فرار کردم :| من نمی دونستم بیمه دارم اونوقت بهش گفتم ندارم واای مگه ول می

ادامه مطلب  

شنبه  

باید بگم خیلی خوب نبودم باید خیلی بهتر باشم
تا حالا کل بازدید ها 11 نفر بودن بد نیست
خب بگم اگه دیگه پیدام نشد و پست نزاشتم
بدونین خیلی خوب عمل کردم اینقدر که حتی دیگه اینجام نیومدم
قراره برا خودم ممنوعیت بزارم احتمالا تا شنبه شب
شنبه
یه پست باحال
Right here,Right now
منظورم همون شنبه س

ادامه مطلب  

I just love you..it's okay-ep29 &30  

سلوم...
هوراااا....اکسو جایزه global fan choiseرو تو جشنواره مامای ژاپن برد که فقط CBXرفته بودن.خود CBXهم جایزه استایل سال رو برد و دوتا اجرا داشت که عالی بود.HEY MAMA و KA.CHING.....
جمعه هم مامای اصلی تو هنگ کنک برگزار میشه که کل اکسو میرن...هورا...قراره اونجارم بترکونیم
اکسو..اکسو ال..فایتینگ
بفرمایین ادامه

ادامه مطلب  

دلنوشته ظهور  

آقا بیا تا زندگی معنا بگیردشاید دعای مادرت زهرا بگیردآقا بیا تا با ظهور چشم‌هایتاین چشم‌های ما کمی تقوا بگیردآقا بیا تا این شکسته کشتی ماآرام راه ساحل دریا بگیردآقا بیا تا کی دو چشم انتظارمشب‌های جمعه تا سحر احیا بگیردپایین بیا خورشید پشت ابر غیبتتا قبل از آن که کار ما بالا بگیردآقا خلاصه یک نفر باید بیایدتا انتقام دست زهرا را بگیرد

ادامه مطلب  

عشق قدیمی من  

 
امشب با یادآوری خاطراتم هم کلی خندیدم  هم  گریه کردم
سال گذشته که رفته بودم شهرستان متوجه شدم عشق قدیمی ام یه دختر هم خدا بهش داده و الان یکسالش شده
یه شب رفته بودم خونه اشون که صله رحم شده باشه بعد دخترش از سروکول من بالا میرفت و حسابی بام رفیق شده بود
دخترش هی با من بازی میکرد و تا مشغول صحبت کردن میشدم دوباره آویزونم میشد که بهش توجه کنم و منم که عاشق بچه هام دیگه کل وقتم شده بود برای اون
وقتی باهاش بازی میکردم  هی دلم میسوخت و از درون آب م

ادامه مطلب  

هنوز  

دارم فکر میکنم چرا آقا ر م منو تعقیب کرد.از کارش سر درنمیارم.بااون افتضاحی که به بار آورد.و طلبکار بودنش از آقا د و خانومش.چی میخواست از من.یعنی میخواست با من صحبت کن.یا انتقام؟!یا طلب حلالیت.نمیبخشمش.هر دفع که از جلو طلا فروشی رد میشم نمیبخشمش.گریه هامو یادم ت ماشین ت راه بعد کلاس شنیدن واقعیت و گند کاری آقا.هه چطور میخواستم با همچین آدمی برم زیر ی سقف.با اون قیافش.چندش.به داداش گفتم قضیه رو خیلی ناراحت شد بود و عصبی میگفت شمار شو بد به من گفتم

ادامه مطلب  

کتاب هزارگوهر کلمات گهربار مولاعلی ع - حدیث شماره714  

مولا علی ع 714«لَیسَ مِن شِیمَ الکِرامِ تَعجیلُ الاِنتقامِ» شتاب در گرفتن انتقام شیوه بزرگان و نیکان نیستبزرگان نباشند زود انتقام بود تیغشان دائم اندر نیام‏ره بخشش و عفو گیرند پیش‏ باحسان و نیکى گرایند بیش‏=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی =گردآوری : م. الف زائر

ادامه مطلب  

اولین قدم  

خیلی سخت بود خیلی بهم فشار اورد اما باید انجامش میدادم چون خیلی وقت بود که عقب بودم و نمیشد ...خیلی قلبمو به درد اورد تقریبا تمام روز صدای تند تند زدن قلبمو شنیدم ولی چاره ای نبود باید میرفتم همینقدر ناگهانی و به قول امروزی ها یهوویی خداحافظ
انتخاب جدید فکر کردم که قراره خیلی حال بهتری داشته باشم ولی فقط سردرگمم همین ...ایشالا اولین قدم های محکم برای هدفا به زودی تعیین کنه و من محکم تر بردارم امیدوارم از کاری که کردم اصلا پشیمون نشم خدایا به ام

ادامه مطلب  

1724  

یه وقتایی ، یه شب هایی واقعا صبح نمی شن !
مثِ دیشب که عمه نبودنتُ به رخ هممون کشید و منی که حساس تر از همه بودم یک ساعتِ تمام زیر پتو هق هق کردم ُ دیگه یادم نیومد کِی صبح شد ! :( چقدر بد بود دیدن جای خالیِ تو :( خاطره هایی که باهم داشتیم، روزایی که باهم بودیم ، بزرگ شدن ُ قد کشیدنم همه و همش کنار تو بود من چطوری فراموشت کنم ای خیالِ خوبِ من؟ عمه چی؟ اون چطوری فراموشت کنه؟ چقدر بد تنها شده :( دیشب یکی از لعنتی ترین شب های عمرم بود .. کِی قراره عادت کنیم ؟

ادامه مطلب  

جاده ی سنگلاخی  

پا تو راهی گزاشتم که از اول هم میدونستم سخته
میدونستم برا ادم کردن منه
میدونستم این راه یعنی تبر دست گرفتن و ریشه زدن
ولی نمیدونستم از ب بسم الله قراره تفاوت ها خودنمایی کنن
نمیدونستم انقد طاقتم کمه
نمیدونستم حتی اختیار گوشهام رو هم ندارم
هیچی ندارم که بگم
هرچی هم با خودم بگم بقیه گفتن بقیه دخالت کردن بقیه تصمیم گرفتن
اخرش خودم جواب دادم خودم تصمیم گرفتم
ولی خب تجربه شد
 
زندگی زیادی سخته چطو میشد اگه خدا ترمز زندگیمو میکشید؟
 

ادامه مطلب  

خیلی وقته  

خیلی وقته دیگه به من سر نزدی یک روز دو روز سه روز یک هفته دو‌....سه هفته 
یک ماه و حالا دو ماهه که رفتی دیگه کلا همه چی یادت رفت
باورم نمیشه 
نمیدونم با اون حالت باید نگرانت باشم نمیدونم اصلا زنده ای یا نه 
هیچ فکر نمیکردم اگه یه روزی  قراره بری بی خبر بری 
نمیگم رسم روزگار این نیس رسم روزگار تا بوده همین بوده اما از تو انتظار بی خبر رفتن نمیرفت البته الانم بیشتر ازینکه ناراحت باشم بیشتر نگران حالت هستم
هنوز هم اونقد دوستت دارم که چیزی از یادم ن

ادامه مطلب  

ذخیره هوش برتر4!  

قراره مسابقه هوش برتر سری4 از اول زمستون بره رو آنتن شبکه نسیم!
ما رفتیم توی ذخیره ها!
از دیروز ضبط برنامه شروع شده تا پنج شنبه هفته آینده!
ذخیره یعنی اینکه اگه کسی انصراف داد به تو زنگ می زنند بدو بیا برای ضبط!
برای آماده شدن، کارهای زیر رو انجام میدم:
1- سوالات اطلاعات عمومی و ورزش مشکل دارهاش رو مشخص کردم. سوالات هنر و جغرافیا هم مشکل دارهاش رو مشخص می کنم و می خونم.
2- بازی های سرعت عملی که دوره مقدماتی دوره قبل اجرا شده رو شبیه سازی و تمرین می ک

ادامه مطلب  

بار بگشایید...  

بار بگشایید...
راستشو بخواین، فکر نمیکردم اینطوری باشه... تا اینکه روز اربعین شد...
به منم اطلاع داده بودن که قراره ایستگاه صلواتی راه بندازیم. طرفای ظهر بود که رسیدم دم مسجد.... دیدم داربست رو دارن محکم میکنن و لایه ی گونی رو روش میکشن... اما چیزی که نظرمو جلب کرد، حضور نیروی های جوان تر بود. در واقع همون نوجوان ها، آخه بهم گفته بودن قراره امروز گروه سرود هم تمرین داشته باشه برای یادواره شهداء.
رفتم داخل مسجد و قبل از اینکه کمکی به دوستان بکنم، مطا

ادامه مطلب  

نوستالژی های ترسناک به سبک سینمای ژاپن  

۱۰- Kwaidan
کوایدان یک آنتالوژی داستان کوتاه ترسناک است. ساخته ۱۹۶۴ به کارگردانی ماساکی کوبایاشی که چهار داستان را بازگو می کند. تم غالب داستان ها، وحشت ماوراءالطبیعه به خصوص وحشت از اشباح است. به خصوص در دو داستان اول می توانید اولین نمونه های وحشت از زنان سرکش و ارواح زنان انتقام جو را ببینید. در ضمن می توانید ریشه همه آن فیلم هایی را که در آن ها یک سری خانم با موهای آشفته دراز و
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

یلدای امسال  

شب یلداست
یه شب طولانی.شبی که خیلیا عاشق شدن خیلیا فارغ خیلیا به دنیا اومدن خیلیا مردن خیلیا دوس داشتن روز نشه خیلیا دعا میکردن زودی روز شه...
من میخوام تموم نشه نه عاشق شدم نه فارغ نه به دنیا اومدم ولی شاید بمیرم.سرد نیست هوا امسال نسبتا گرمه.شاید پشتش قراره یه سرمای سنگین بیاد.. زمستونه دیگه فصلی که خیلی دوسش دارم.فصلیه که دوس داشتنش رو کسی نمیتونه ازم بگیره
ببین میخوام بگم بعضی چیزا هستن مال توأن.هیچکس نمیتوته ازت بگیرتش حتی حتی اگه دلت شکس

ادامه مطلب  

سرمای نگاه  

=======================باز امشب قهوه و سیگار ، آرامم نكردوعده ی فردای بی تكرار ، آرامم نكرد
ترد و نازک بودم و بی تو شکستم در سکوتاین حسادت های لاكردار ، آرامم نكرد
درد زخمی از تو دارم كاش مرهم میشدی حرف ناگفته ولی بسیار ، آرامم نکرد
روزهای دیر بی فردا امانم را بریدالتماس و آنهمه اصرار آرامم نكرد
درد دارد نیش خوردن از كسان خویشتنهر چه از دل گریه كردم ، یار آرامم نكرد
غصب کردی سرزمین عشق را با انتقامچون دلم را كرده ای آوار آرامم نكرد
ره سپردم سوی هامون نگ

ادامه مطلب  

کجای راهی؟ (قسمت اول:))  

سلاااام.. ^_^ 
اومدیم با قسمت اول؛ امیدوارم که خووب باشهه.. 
قبل اینکه بریم سراغ رمان اول بگم که.. فعلا هفته ای یه قسمت می‌ذارم.. البته هر قسمتشم فکر میکنم بیشترتره از یه قسمت ^^
..
خب با نام و یاد خدا شروع:
( حالا انگاری مسابقست! هرکی زودتر بخونه و نظر بذاره برندست :))))
****
قسمت اول
کوله پشتیمو رو دوشم انداختمو خواستم از خونه بیرون برم که مامان‌لیلا سریع خودشو بهم رسوند..
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

التماس دعا ...  

سلام بر دوستان گلم ...
از روز سه شنبه تا حالا درگیر مشکل چشم پدرم هستیم. دکتر و بیمارستان و آزمایش و تست قلب و خلاصه بدو بدو هایی که میدونم و میدونید و خدا نصیب هیچکس نکنه انشاالله که اعصاب نمیذاره واسه آدم.
بالاخره امروز صبح رفتیم بیمارستان تشکیل پرونده دادیم و قراره انشالله فردا صبح عمل بشن.
گفتم یه خبر بهتون بدم نگران نشین. به محض اینکه سرم خلوت بشه برمیگردم.
آهان راستی مثل همیشه به دعاهای خیر شما خوبان هم نیاز دارما ..ممنون که دریغ نمیکنید ...

ادامه مطلب  

در یک نگاه  

شاید برخی او را عاشق بنامند، من اما هیچ وقت نشد جز آدمی که کله اش بوی قورمه سبزی میداد چیزی ببینم. ازش متنفر نبودم اما راستش را که بخواهید آنقدرها هم دوستش نداشتم. دوست داشتنم در حد یک رهگذر بود، یا آدمی که مسافتی را در تاکسی با او همراه باشم. هدیه اش را گذاشته ام جایی که نبینم اما همین هر از گاهی دیدنش هم آرامشم را می ریزد به هم. انگار که هدیه اش میخواهد یک جوری به خاطر دوست نداشتنش از من انتقام بگیرد! میدانید؟ هدیه گرفتن از یکسری از آدمها را دو

ادامه مطلب  

کلیپ های امروز(پنجشنبه6\10\96)  

امروز مجموعه کلیپ های حمله ی زامبی ها به زمین رو میگزارم.من به خاطر یک سری مشکلات تنظیمات دو روز ساخت وبلاگ به رو تعویق انداختم به همین دلیل امروز سه تا کلیپ میگذارم.حجم قسمت یک 13 مگ حجم قسمت دوم 9 مگ وحجم قسمت سوم 27 مگ هست امیدوارم از دیدن این کلیپ ها لذت ببرید.نظر فراموش نشه. شما میتونید کلیپ ها رو از گوشه راست وبلاگ دانلود کنید.منتظر کلیپ های بعدی ما باشید.

ادامه مطلب  

[358]  

سیر نمیشوم ز تو...
سیـر نمیشوم ز تو...
خدایا، عشق من... سیر نمیشوم ز تو...
الله ِ من، دلم بی تابت شده است..
الهه ی من، برای تو زندگی ام را بدهم. اجازه میدهی؟
الحمدلله که دلم حیران توست... دلم دنبال توست...
فقط خدایی؟ میدونی با چی گریه م درمیاد...
نکنه حتی یه لحظه روتو ازم برگردونیااااا...
نکنه به تو نزدیکتر نشم ها، میمیـرم...
خدایا، دلمو میبینی. میدونی بی قراره. از دست من کاری برنمیاد.
تو یه کاری کن...
 

سیر نمی‌شوم ز تو نیست جز این گناه من

سیر مشو ز رحمتم ای

ادامه مطلب  

219  

دلم از همه چی و همه کس گرفته...
چطور میتونی هرروز عذاب کشیدتمو بیینیو کاری نکنی؟
اینکه همش صدات میکنم و تو عکس العملی انجام نمیدی؟
اینکه خسته شدم از همع حتی از خودم...من خیلی بهت نزدیک بودم...اما یه اتفاقایی پیش اومد که دور شدم..نزار دست از همه چی بکشم..تو که میدونی تا الانشم زیادی دووم اوردم..حواست به منم باشه...منی که همه امیدم تویی..
این چند روز سه چهارتا از دخترای هم سن خودم توی شهرمون فوت شدن یکی به دلیل سکته .یکی با اسلحه فوت شده.یکی خودکشی کرد..

ادامه مطلب  

روز 3 - بعد از طوفان دیدار  

سلام . تله دارم ... تله عاطفی
دیروز داغون بودما . صبحی میخائیل را در حیاط دیدم و سلام و رفت . اصلن داغون شدم . و بعدش احمدی .. قلبم درد می کرد . می دونستی نباشی شاید داغون بشم . می خواهم فکر کنم همونقدر که من فکر میک نم تو من را نمی بینی .. من را میبینی ..می بینی .. پر رنگ و...قوی .من آویزون تو هستم ؟ قراره به هم اضافه کنیم . میخائیل چی شد ؟ ما چی شدیم
دلم می خواد باشی ...یک کار مشترک
یک بودن
زیاده این
شاید دارم موج منفی بتو می فرستم ... باش
شادان باش
دلبر دیروز ت

ادامه مطلب  

روز بد  

امروز از همون اول فاجعه بود...همون صبح فهمیدم قراره تا شب له بشم زیر بار
فکرای جورواجور...استرس ،غم،دعوا،بحث...خوشبختی چه شکلیه که من هرقدر
دنبالش میگردم نیست؟!
خیلی بده هیچی نتونه خوشحالت کنه...خیلی بده تصمیم بگیری با دوستت بری
شیرینی فرانسه اما هیچی از چیزی که سفارش دادی نفهمی...مگه نمیگن حال
زنا رو شیرینی خوب میکنه؟! پس چرا مجبور شدم بریزمش دور کیکم رو..؟ چرا
قدم زدن تو انقلاب حالم رو جا نیاورد؟ چرا وقتی کتاب فروشی ها رو نگاه میکردم
بازم ته دل

ادامه مطلب  

[362]  

این متن را آهسته آهسته بخوانید:خدای من؟ کاش امشب بارون بیاد... و منم توی راه های دلم قدم بزنم... به دور و اطراف نگاه کنم... خاطره هایی که هی از جلوی جشم دلم میگذرن... به پاهام نگاه کنم... که روی زمین خیس داره قدم بر میداره... از قدم زدن دست بکشم... از حس طراوت و بوی خاک نم خورده ی دلم، لبخند روی لبم بشینه... صدای بارون میاد خدایی! لبخند بزنم، سرمو بالا بگیرم و ببینم راهو... اوووه خیلی مونده تا بهت برسم..! آخه باید تمام این راه ها رو برم... باید بلا هایی که بهم

ادامه مطلب  

اینترنت دزدی  

دیشب محض نمونه ی قسمت سریال آشوب رو با نت گوشی دانلود کردم ۱۷ دقیقه شدقسمت بعد رو با نت خونه دانلود کردم ۶ ساعت زمان داد و تا صبح طول کشید !از ۲۹ آذر تا امروز من ۳ شب خونه بودم و همسرم ۵ شب ، شب ینی از ۱۲ تا ۸ صبح ، جفتمونم نت گوشی داریم و با موبایل که کار میکنیم نت گوشی رو مصرف میکنیم ... ینی یک هفته اس نت خونه هیچ استفاده ای نشده ... شاتل جانِ دزد ، توی اکانتمون زده روزی ۸ گیگ مصرف ! آخه بی پدر ، بی شرف ، بی چیز ، ما اصلا خونه نبودیم ! شاتل عزیز ، کمتر دز

ادامه مطلب  

دیالوگ های امی با امی درون  

+ «میترسم عادت کنم که مثل بقیه آدما زندگی کنم.از آینده میترسم اما نه بخاطر اینکه چه اتفاقی قراره بیفته.تمام ترسم از اینه که بشم شبیه آدمایی که تو خیابون میبینم.میدونی؟ من دلم نمیخواد شبیه یکی از اون رباتای برنامه ریزی شده بشم.دلم نمیخواد عادت کنم به یه زندگی روتین معمولی.من دلم میخواد شبا بیدار بمونم و روزا بخوابم.دلم میخواد شام و ناهارم یکی بشه.دلم میخواد یکی رو با دلم ، فقط و فقط با دلم دوست داشته باشم.نمیخوام عادت کنم.نمیخوام وابسته شم.روز

ادامه مطلب  

زندگی...  

زندگی...
نمیدانم چگونه تعریفش کنم؟!
حال این روز های دلم را...
زندگی این روز هایم شده یک بغض که قصد شکستن ندارد و کمر به همت بسته تا خفه ام کند...
شده است یک پنجره که هر ثانیه چشم به راه کسی هستم که شاید بفهمد اشتباه کرده و برگردد...
شده است یک نفرت بی اندازه که تمام مدت روبروی چشمانم است...
زندگیم این روزها عجیب بوی زندگی میدهد...
طعمش به همان مزخرفی طعم زندگیست و بویش به همان بد بویی زندگی...
نمیدانم چه کسی گفته زندگی زیباست؟
زندگی فقط برای پولدارها و

ادامه مطلب  

سقوط  

نقطه ضعف داشتن یعنی آمادگیِ احساسی شبیه به یک سقوط هولناک
که هرلحظه ممکنه اتفاق بیفته
سخت تر از خودِ نقطه ضعف، زمانی هست که بخوای وانمود کنی اصلا دلت نگرفته، مثلا به گوشیت نگاه کنی و انگار مشغول کاری هستی
آره دیگه، امشب احوال من یه تایمی این مدلی بود، من الان سقوط کردم برای nاُمین بار و دارم از اعماق جهنم این کلمات رو مینویسم
مگر جهنم غیر از این احساسه؟ جهنم یعنی الان یه کاری میکنی، یا یه کاریو نمیکنی یا یه حرفیو میزنی یا...بعد نتیجه ش رو میبی

ادامه مطلب  

۳۹۱. چی بگم؟؟  

اون روز که اخرین پست گذاشتم، اون روز که روز بدی بود، اون روز که اعصابم خورد بود فکر میکردم چقد همه چی بده!! نمیدونستم چی قراره به سرمون بیاد که اونا همه بشه یه شوخی...
همون شب خونه مادرشوهرم بودیم، اینستا رو باز کردم یه استوری، یه انا لله و انا الیه راجعون رو عکس پسردایی ۲۳ سالم دیدم.....از اون لحظه به بعدش همش شد یه کابوس. این که چی کشیدم و چطوری راه افتادیم و رسیدیم. اینکه سر راه رفتیم در پادگان دنبال پسردایی که هنوز نمیدونه چی شده! و اون تشیع جنا

ادامه مطلب  

رزم‌نامه‌ی رستم و اسفندیار پرده‌ی اول  

وسط خوندن داستان رستم و اسفندیار تازه فهمیدم داستانی که ما داخل کتاب درسی داشتیم با اصل داستان زمین تا آسمان متفاوته. اجازه بدید داستان رو از ابتدا براتون تعریف کنم تا بدونید از چی دارم حرف می‌زنم و اصل ماجرا از چه قراره. البته پیشنهاد می‌کنم خودتون داستان رو بخونید. کتاب آقای جعفر شعار(رزم‌نامه‌ی رستم و اسفندیار) هم در این مسیر می‌تونه خیلی گره‌گشا باشه. و اما داستان، برای اینکه سر وقت داستان بریم اول باید چند موضوع رو شرح بدم و چند شخصی

ادامه مطلب  

کجای راهی؟ ( قسمت دوم)  

سلام @_@
ببخسید کم هستم و نیستم!
قسمت دوم قرار یود یکم زودتر گذاشته بشه ولی یکم دیر شد؛ بازم به بزرگی و بزرگواری خودتون عفو کنین :))
*****
قسمت دوم
- آهای آسا.. آساااا پاشو دختره‌ی خوابالو.. پاشو که الان عمه طلی میادا... نگاش کن چطور گرفته خوابیده! دهنش که اندازه غار بازه.. یه لنگش اینوره، یه دستش اونور.. خروپفشم که یه فیلُ از پا درمیاره!
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

اون از سَلام دادن،بَدِش میومد ____  

اون از سلام دادن بَدِش میومد ... چون می دونس که هر سلامی یه خدافظی هم در پایانِ خودش داره و اون از خدافظی بیزار بود_______ 
یه پایانِ تلخ ... هوم؟ 
این اولین پُستِ این وبه____ 
اسمِ من ماتیاسه_____
و قراره عُقده هایِ روانیمو اینجا خالی کنم_ 
تنهام ___ 
وَ ____ 
دارم زندگی می کنم____ 
و کارمو انجام میدم. 
امیدوارم این وِب بتونه از عقده هایِ روانیِ من بکاهه.
گرایشِ جنسیم queer هست. 
وَ از سینما و موسیقی خوشم میومد____ 
کتاب میخونم - 
شاید ترنس سکشوال باشم _ 
به کیها

ادامه مطلب  

امشب و فردا  

دل من گرفته زاینجا هوس سفر نداری؟ ز غبار این بیابان؟
-همه آرزویم اما چه کنم ک بسته پایم 
اونم مثل من قرار ِ خودشو تو رفتن و دور شدن میدونه. آدمای اطرافم ذره ذره روحمو می کُشن و به یه زباله پر آرزو تبدیلم میکنن. آدمای مهر طلبی که دائم باید ستایششون کنی، تاییدشون کنی و بهت اجازه نمیدن ارزشمند باشی. حال ِ خودت خوب باشه. آدم چه طوری میتونه درد این حسو کم کنه و چشمش رو روی این رفتارا ببنده؟ دارم از آدما و محبتشون و حرفاشون ک هیچ وقت واقعی و خالص نیس ب

ادامه مطلب  

یلدا  

یلدا دور کند زمونست،ی بیداری و با هم بودن،واسه وقتایی که قراره باشیم تا رابطه هامون یخ نکنه . کرسی دلت تو ظلمت شب، به هرم نفس های گرم کنار دستتیت خوش..نفس آخر پاییزه عزیز من، کل غم ها و دل مردگی هات و، بده بشوره ببره. بزار صافی دلت بلرزونه ابرای روزگارو..بخواه زمین عشقه بارون، از صدقه سرت سیراب بشه. تصدق تو؛ ی بارم که شده بشمار ،ولی نه جوجه ها رو، من و بشماره بیار، تا ببینی چطور ،به خاطرت نفسم به شماره می افته. تا بگم تنها پناه من بعد خدا تویی. که

ادامه مطلب  

روز 23 - نگرانی  

تنبلی کردم و به قول 40 روزه خودم وفادار نبودم . باید برای دلبر نامه می نوشتم برای بودن تو و برای انرژی مثبت .. اما نمی دانم واقعن کاهلی کردم چرا ؟ چون گفتم کار دارم ولی بهت فکر کردم .. که قراره من و تو یک کار مشترک انجام بدهیم .. فکر کن ..بعد با هم بیشتر آشنا می شویم .. دلبر .. من امروز فیلم یاد هندوستون کرد .. چرا میخائیل من را نمی بینه ؟
چرا شما گاهی ایندقر عجیب میشید ؟
تو این مدلی هستی ؟
عجیب ؟
غریب ؟
خوب نباش .
دیشب رضایی زنگ زده بود به بابا داشتن حرف می

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >