دختر قاضی  

کى بود - یکى نبود، در شهر کازران قاضى‌اى بود که دخترى داشت ساده، یک روز این دختر با مادرش توى آشپزخانه سرگرم کار بودند صدائى از دختر بلند شد، در این میان بزى که دم در آشپزخانه بود بع‌بع مى‌کرد، مادر دختر دست‌پاچه شد، آمد و هر چه زر و زیور و پیرایه داشتند به بز آویزان کرد که به قاضى نگوید. اما بزه از آسیب این زر و زیورها بع‌بعش زیادتر شد. مادره گفت: 'دختر جان این بز آبروى تو را پیش پدرت مى‌برد، باید از خانه بیرونش کنیم.' بز را با همان زر و زیور ا

ادامه مطلب  

هفت ساله بود و عروسک به بغل گریه می کرد  

من هنوز همان دختر بچه ی هفت ساله ام که اول مهر یازده سال پیش، صدای تق تق جامدادی سبز رنگش همه ی خیابان را گرفته بود. همان دختر بچه ای که مقنعه ی یاسی رنگش را جلوی در مدرسه سر کرد. منِ امروز، همان دختر بچه هفت ساله بود. دختر بچه ی هفت ساله ای که اینبار کوله پشتی مشکی بر دوش داشت و به جای تق تق جامدادی سبز رنگ، صدای تق تق جعبه ی فلزی داخل کوله اش همه ی کوچه را گرفته بود. من همان دختربچه ی هفت ساله ام، که در هفت سالگی عروسکی نداشت و در هجده سالگی عروسک

ادامه مطلب  

داچ علی  

علی گفت : من استاد x را انتخاب کردم چون اسمش لاله بود فکر کردم دختری 25 ساله و شیک است نه پیرزنی گیج و عقب افتاده 
علی 18 ساله است ...گرافیک کار می کند ...دختران کلاس او را تیغ می زنند ...طرف من نمی اید چون چیزی که می خواهد ندارم ...مدام به سرش ژل می زند و هر روز یک مدل موهایش را درست می کند ...همیشه عین نوار بهداشتی لای دخترهاست ...کار های ان ها را تایپ می کند ان ها را می رساند سر کلاس بامزه بازی در می اورد دختر ها به او می خندند ..برای دختر ها فیلم می ریزد ...ا

ادامه مطلب  

باور کن مرد زندگی نیست !  

این نکته برا دوستای دختر خودم ،ببین خواهرم!دوستم!قلبم، پسری که حتی حاضر نیست جواب یه دختر رو نداده رد بشه،پسری که هر چی دختر غریبه بیشتر با ناز و ادا باهاش حرف بزنه در مقابل بیشتر حرفاشو میکشه و راحت تر حرف میزنه،باور کن مرد زندگی نیست ، باور کن مرد زندگی نیست تا زمانی که بهت میگه خجالت میکشه جواب یه دختری که اصلا نمیشناسه رو نده!مرد زندگی نیست وقتی که میدونه دوست نداری و جوابش رو میده،تا کی میخوای بفهمی خدا میدونه ...
تا ارائه نکات بعدی خدا نگ

ادامه مطلب  

موهای تو شعرند ...  

دختر که باشی هر  روز موهای تاب دارت  را شانه می زنی برای دل خوشی ات انها را با سلیقه ی خودت  فر می دهی ...اتویشان میکنی. گل سرها ی دوست داشتنی ات را هر روز روی انها می نشانی گاهی  انها را همراه باد رها می کنی و از رقصیدنشان لذت می بری وقتی شاد و سرحال باشی، اجازه می دهی هوا در لابلای انها قدم بزند و گاهی خورشید نورش را روی انها بپاشد. دختر که باشی خوشحالیت را با رها کردن موهایت در باد نشان میدهی و غمت را با بستن و به دار کشیدن موهایت  پنهان میکنی دخ

ادامه مطلب  

ششمین دختر  

معلم مدرسه‌ای با اینکه ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت هنوز ازدواج نکرده بود. ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪند ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: «ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺟﻤﺎﻝ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﯽ خوبی ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﯼ؟»
معلم گفت: «ﯾﮏ ﺯﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ یک بار ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺧﺘﺮ به دنیا بیاورد ﺁﻥ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ خواهد ﮔﺬﺍﺷﺖ ﯾﺎ به هر ﻧﺤﻮﯼ شده ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ

ادامه مطلب  

دختر ژیمناست بدون حجاب 10 ساله به کمیته انضباطی فراخوانده شد  

پدر دختر ژیمناست ایرانی می گوید که دختر او به مسابقات ژیمناستیک مالزی نرفته است و عکس‌های منتشر شده مربوط به تمرینات دخترش در ارمنستان است.به گزارش ایسنا، بعد از انتشار تصاویری از  دختر ژیمناست حدودا 10 ساله ایرانی و واکنش فدراسیون به این موضوع، پدر این دختر می گوید که اصلا در مسابقات مالزی حضور نداشته‌اند. در این شرایط به نظر می‌رسد که این موضوع بهانه‌ای شده برای تسویه حساب برخی اختلافات شخصی در ژیمناستیک.فرشید عبدی پور ، رییس هیات ژیمن

ادامه مطلب  

نود و هفتمی  

خداراشکر یلدا زلزله رو شست برد پایین...
هر کسی تو زندگیش نقش های زیادی داره...
من یه انسانم، یه دختر، یه فرزند، یه خواهر، یه دوست، یه معلم، یه دانشجوی کامپیوتر، یه زبان آموز، یه کاربر فضای مجازی و...
تو هر نقش یه جور ظاهر شدم. الان داشتم یه مدل بافت مو رو تمرین میکردم و به این فکر میکردم من از بعد کنکور تا الان بیشترین انرژی رو توی نقش معلمی گذاشتم! و میشه گفت خوب ظاهر شدم تو این نقش. ولی همین که موهامو می بافتم با این نتیجه رسیدم توی نقش دختر بودن ت

ادامه مطلب  

عکس  

ددی اومده تو اتاقم میگه عکس خوب چی داری خخخخخ
میگم من همه عکس هام خوبه ، واسه کجا میخوای ؟ نکنه خبریه ؟ خخخخ
میگه این دخترای تهرانی کچلم کردن بس که میگن عکس دخترتونو
نشونمون بدید !
بهش میگم پدر من مگه دخترای تهرانی شما رو کچل کنن وگرنه با این حجم از مویی که شما
 رو سر مبارک داری ، عمرا کچل بشی !! خخخخ
غیر از اون پسره چش سفید و شریکمون دیگه هیچ کدوم از نیروها منو ندیدن ! همه
تازه نفس هستن ..  چند تا عکس نشونش دادم بابام میگه نه از این عکس ها نمیخوام
ی

ادامه مطلب  

 

پادشاهى در کوچه و بازار گردش مى‌کرد. از داخل خرابه‌اى صدائى به گوش او خورد. از لاى در داخل خرابه را نگاه کرد دید دو دختر و یک و یک مرد دور هم نشسته‌اند و حرف مى‌زنند. مرد از زن خود پرسید: تو چه آرزوئى داری؟ زن گفت: دلم مى‌خواهد گیس سفید اندرونى شاه بشوم و تو هم یکى از قراوالان قصر شوی. مرد از دخترها پرسید شما چه آرزوئى دارید؟ یکى گفت دلم مى‌خواهد یکى از زنان حرم‌سراى شاه باشم. دختر دیگر گفت: دلم مى‌خواهد سوگلى حرم‌سراى شاه باشم و روز عروسى هم

ادامه مطلب  

ڪاش دنیا بهم یه دختر بده  

کاش دنیا بهم یه دختر بده
که هرچی نداشتمو بهش بدم
میخوام هرکی که نیستمو بهش بگم
کاش دنیا بهم یه دختر بده
که بهش بگم چجوری محکم بره
 
 
بغض نکنه جلوی اوزگل
که فکرش فقط به لـش بازیاشه ، شر میکنه
زن کتک میزنه برا مشتای دیگه داد کمک میزنه
کاش دنیا بهم یه دختر بده
که قول بده آدمارو باور نکنه
زود دل نده آغوششو راحت نکنه
مثه ابزار نشه برا یه شب نباشه
عشقُ تجربه کنه بنده ی تن نباشه
مثه مادرم نشه سکوت نکنه
از بلندپروازی هاش سقوط نکنه
کاش دنیا بهم یه دختر ب

ادامه مطلب  

چه کسی گفته؟؟؟  

چه کسی گفته باید در زندگی یک دختر مردی باشد که مدام به او تکس بدهد و دختر در هر شرایطی میخواهد باشد در اتوبوس شلوغی که نفس به سختی بالا می آید یا سر کلاس فلان استاد بد اخلاق ، باید بلافاصه که صفحه گوشی اش روشن شد جوابش را بدهد و اگر چند دقیقه فقط چند دقیقه دیر تر جواب دهند شخص مقابل صدایش را بیاندازد ته  گلویش تا مردانگی اش را ثابت کند...چه کسی گفته باید در زندگی یک دختر مردی باشد که مدام به او تکس بدهد و دختر در هر شرایطی میخواهد باشد در اتوبوس ش

ادامه مطلب  

عشق واقعی ...  

خیلی قشنگه . حتما بخونید .
پسر: ضعیفه!دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم!دختر: توباز گفتی ضعیفه؟پسر: خب… منزل بگم چطوره؟دختر: وااااای… از دست تو!پسر: باشه… باشه ببخشید ویکتوریا خوبه؟دختر:اه…اصلاباهات قهرم.پسر: باشه بابا… توعزیز منی، خوب شد؟… آشتی؟دختر:آشتی… راستی گفتی دلت چی شده بود؟پسر: دلم! آها یه کم می پیچه…! ازدیشب تاحالا.دختر: … واقعا که!پسر: خب چیه؟ نمیگم مریضم اصلا… خوبه؟دختر: لوووس!پسر: ای بابا… ضعیفه! این نوبه اگه قهرکنی د

ادامه مطلب  

گرمت نمیشه با چادر؟  

تو تابستون امسال با اون گرمای خفه کننده اش توی اتوبوس نشسته بودم.یه دختر کوچولوی 8-9 ساله هم به خاطر نبود جا دور از مامانش نشسته بود رو صندلی ته اتوبوس.دختر کوچولو روسری اش رو خیلی زیبا با رعایت حجاب همراه چادر عربی سرش کرده بود.خانوم بدحجابی که پیش دختر کوچولو نشسته بود و خودشو باد میزد با افسوس گفت:(توی این گرما اینا چیه پوشیدی؟از دست اجبار این مامان باباهای خشک مقدس...تو گرمت نمیشه بچه؟)همون لحظه اتوبوس ایستاد و باید پیاده میشدیم.دختر کوچول

ادامه مطلب  

دختر میگون  

دختر میگونم و امشب غزلخوانت شدم غافل و دیوانه و مست و پریشانت شدم
با لب می گونه ام در شرجی اغوش تو با همه مستی و نازم ساقی جانت شدم
من فدای طبع شیرین و لب پر خنده اتدر زمستان نگاهت ، چون بهارانت شدم
ای كه تفسیر لبان تو شده تعبیر عشقدر بهار بوسه ها باغ و گلستانت شدم
چشم تو دیدم که می آمد خراب و بیقرار ناله ها کردم ز درد و موج طوفانت شدم
همچو ماهم ، نور میگیرم ز خورشید رختدر شب یلدای تو ، فانوس پنهانت شدم
بس که با اسب خیالت تند می تازی به دل شازده زی

ادامه مطلب  

نگاه....  

همون روز دختر بچه ای پیششون اومد و گیر داده بود که من بستنی می خوام....دوست اون شخص هم بستنیشو داد بهش....دقایقی بعد وقتی دست اون شخص آبنبات دید گفت اونم می خوام....اون شخص با خنده مسخره ای گفت مریض میشی ها...دختر گفت نمیشم....و بلاخره با کلی نق نق آبنبات رو ازش گرفت....چند دقیقه بعدش که پیداش شد...اون شخص با حرص و حسرت گفت خوشمزس؟....اونم با نیشی باز سر تکون دادو دوید رفت ....اون شخص هم گفت بیشعوور من آبنبات می خوام....و یهو متوجه شد که حرفشو یکم بلند گفته وق

ادامه مطلب  

بکش آتش خورد پیش از گزند...........که گیتی بسوزد چو گردد بلند.......  

الان اومدم خونه . اعصابم خورد کرد این دختره احمق.
بعضیا رو اگه نکوبی سوار ادم میشن .
چرا بعضیا حد خودشونو نمی دون؟ . چرا حتما باید بترسن تا سر جاشون بشینن؟
ترسوندمش. خیلی زیاد . بیچاره.
خیلی رنگش پرید ترسیدم سکته کنه دختر احمق مردم.
دوستمم باهام بود اونم رنگش پرید . میگم تو چته من که نه داد زدم نه با تو حرف زدم. تو چته؟
میگه دیوونه بد اخلاق ترسناک دختر مردم مرد از ترس.
حقش بود .
وقتی کسی حد خودشو نمیدونه بالاخره باید یه جوری ساکتش کنی .!دهنشو ببندی! ص

ادامه مطلب  

فرزندان  

بنابر نقل شیخ مفید، امام جواد(ع) ۴ فرزند به نام‌های علی، موسی، فاطمه و امامه داشت. برخی دختران امام را ۳ تن به نام‌های حکیمه، خدیجه و ام کلثوم می‌دانند.در برخی از منابع متأخر از ام محمد و زینب نیز به عنوان دختران آن حضرت یاد شده است.

ادامه مطلب  

سوال!  

امروز بعضی خاطرات خیلی ناخوشایند توو ذهنم مرور شد ! ..نمیدونم چرا ؟.. ولی گمونم هرازچند گاهی برا هرکسی اتفاق بیفته
ولی از ته دل دعا میکنم اون اتفاقا و اون لحظه های تلخی که به من گذشت به هیچ کس نگذره سرِ هیچکس نیاد ......
من آدمِ غمگینیَم
ولی قبلنا غمگین نبودم ...یه دختر شاد بودم ..سرخوش ...شاداب ......
یه غم بزرگ توو دلم نشست 
من یه آدم دیگه شدم 
یه دختر دیگه.....
یکی که دیگه خیلی چیزا خوشحالش نمیکنه و خیلی چیزا ناراحتش نمیکنه! 
میخام ازش بنویسم .....ولی امشب

ادامه مطلب  

چالش بزرگ  

همیشه فک میکردم که کسی به من نگاه نمیکنه
یه روز گفتم رضااااااااااااااااا چی داری میگی واسه خودت
پسر باید به دختر نگاه کنه یا دختر به پسر ؟
این تویی که به کسی نگاه نمیکنی این تویی که هیچکسو ادم حساب نمیکنی و هی خودتو میگیری
این تویی که عاشق نمیشی رضاااااااااااااااااااا
رضا این تویی که کسی رو دوس نداری
هی نگو بقیه هی نگو بقیه هی نگو بقیه عاشقم نمیشن
این تویی که هرکی میاد طرفت نمیشه نمیشه نمیری طرفش ولش میکنی بهش توجه نمیکنی
بشمارم برات ؟ بشمار

ادامه مطلب  

آیا من متفاوتم؟ یا اینا؟!!:|  

در حال حاضر در محیطی به سر میبرم که نزدیک ترین آدم به من احساسی ترین دختر اتاق از نظر قدرت تخیل و دوست داشتن کارتون ها هست. و بعد هم اون دختری که رتبه اش دوهزار شده و خودش انتظار زیر ۱۰۰۰ داشته.
اولی از نظر تخیل و دومی از نظر سطحی که در محیط دبیرستان درش حضور داشته.
 
چند روز پیش تولد یکی از بچه ها بود، بقیه میخواستن تو اتاق سوپرایزش کنن که خب منم جزوشون بودم. ولی خب چون من سرم شلوغ بود نشد به من بگن در واقع اصلا همو ندیدیم و کلا خیلی شلوغ بود  سر ه

ادامه مطلب  

ازدواج!  

چرا پسرا اینطورین
یه پسری بود داخل فامیل زمانی که من مجرد بودم اومد خواستگاریم چیزی حدود هفت سال پیش بهش گفتیم نه 
بعد واسه دختر عموم 
بعدش واسه دوتا از نوه دایی های بابام
بعد واسه خواهر خودم
هیچکدوم مثبت نشد حالا بماند که اون وسطا واسه چند نفر دیگه هم رفته
بعد الان یه دختری بهش جواب داده تموم عکسای پرووفایلش شده تو زندگی منی،تو عشق منی و...
من مخالف این نیستم که چرا اینطوریه ولی حداقل بزار دوماه بگذره دوبار ببینیش بعد این حرفا رو بزن تازه جا

ادامه مطلب  

دلنوشته  

دلم یک دختر می خواد مثل فرنوش که وقتی عاشق میشه با تمام وجود عشق می ورزه دختری که اهل ادبیات هنره دختری که فارغ از هیاهو جهان و غرق در دنیای دخترونه خودشه دختری که خاکی و رو راسته اگه غمگینه واقعا غمگینه اگه خوشحال واقعا خوشحال و احساستش واقعا ابراز می کنه واقعا خودشه دلم یک دختر می خواد مثل الهام که باهوشه دوستاش بهش عشق می ورزند همیشه لیدر غم خوار و هد بوده دختری که عجیب ساختار شکنه عجیب با عقاید خودش زندگی می کنه چ درست چ غلط دختری که خیلی د

ادامه مطلب  

آیا دختر خانومی هست برای ازدواج؟  

دختر خانومی هست مابین سنین ۲۹ تا ۳۳ سال که بخواد همسر من بشه؟یک زندگی معمولی اما بدون تنش های ویرانگر...یک زندگی عادی اما عاشقانه ٔ آرام...یک زندگی ملایم و نرم که عمق داشته باشه و محتوا...
هست؟فرمود:
وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون آیه 21 سوره روم.و از نشانه های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای

ادامه مطلب  

 

میدونی چرا دختر خوبی نمیشم؟
چون طعم دختر بد بودن رو چشیدم
به نظرم بد بودن خیلی راحت تر از خوب بودنه.ولی خوب نتیج ای که میگیرم هم به اندهزه ی خودم بده
هر جمعه تصمیم میگیرم مثل بچه آدم بشینم برنامه بریزم درس بخونم
یه روز که شل میشم برنامه ی کل اون آزمونم بهم میریزه
و وقتی متوجه میشم برنامه ام بهم ریخت با یه روز اعصابم هم به هم میریزه و نتیجتا کل روزهای متوالی دیگه
هم بی حوصله عصبانی مضطرب و احمق میشم!
رقبایی که تا چند سال پیش به گرد پای منم نمی رسی

ادامه مطلب  

جواب کامنت دوست عزیزمون  

چه توقعات بیجایی داری!!تو دختری واون پسر پس خیلی فرقه اسم پسر تو گوشیت ببینه تا تو گوشس داداشت.مرد وب غیرتش میزارن نه بی غیرتیشاگ داداشت حساس نشه کی بشع!!اون پسره و برا یه پسر اگ صدتا دخترم تو گوشیش باشه مهم تیس.ولی دختر...دختر و ب حیا وعفتش میشناسن
پاسخ: سلام
 دوست عزیز من خط به خط جملاتتو جواب میدم .(چه توقعات بیجایی داری!!)- از نظر شما توقعات بیجاییه ن از نظر من چون من به حریم خصوصی معتقدم...و همینطور ک خودم به بقیه احترام میزارم دوست دارم بقیم ا

ادامه مطلب  

بعد از چند سال  

بعد از چند  سال( آقای ر)  رو دیدیم !!من چقدر از این آدم بدم میاد 
در یه اداره کار میکرد الان هم نمیدونم ولی دختر خاله میگه علاوه بر اینکه مربی هست در یک  اداره هم کار میکنه .دختر خاله کلی از اقا و رفتارش راضی هست .میگه پسرم  خیلی دوستش داره
ناخواسته بدون فکر کردن؛ گفتم این اقا رو میشناسم ؛چون دوست ندارم غیبت کنم یا آبروی کسی رو ببرم 
به سختی قضیه رو جمع کردم 
گفتم شاید یه برادر داره که شبیه این آقا هست! یا شبیه یه شخص دیگه هست 
نمیدونم دختر خاله پ

ادامه مطلب  

دلتنگی واژه عزیزی ست برای من  

دلتنگ که میشوم تنهایی دستش را زیر چانه ام میگذارد و با هم فکر میکنیم...
تعبیر دلتنگی بیش از حد از دید یک دختر دل شکستن می شود و دلی که بشکند
فریادش را نمیفهمی اما نفرینش به زمینت می اندازد...
دختر دلتنگی اش را جار نمیزند ناراحتی اش را نشان نمیدهد دلش که شکست
شاید سکوت کند اما از درون داغون است. دختر به جای شکستن شیشه و داد و
فریاد فقط بغض میکند بغض که داشته باشد مرتبا قورتش میدهد فقط کافیست با
کسی که عاشقش است همصحبت شود آن موقع است که در میابد چ

ادامه مطلب  

نمونه كار نقاشي ساختمان  

 نمونه كار نقاشی ساختمان
سلام به بازدید كننده محترم
از این كه وبلاگ نقاشی ساختمان نمونه را انتخاب كردید متشكریم
وقتی شخصی قصد رنگ كردن خانه یا پروژه ای را دارد
اول از همه به این فكر است كه
پیمانكاری كه انتخاب میكند شخصی با تجربه با توانائی اجرائی بالا
و رزومه كاری موفقی باشد.
برای انتخاب نقاش ساختمان خوب بهترین راه معرفی از كسانی است
كه چندین پروژه و نقاشی ساختمان را با یک پیمانکار و نقاش ساختمان
 تجربه کرده اند و شناخت کامل از توانایی های

ادامه مطلب  

بازدید دانش آموزان دختر منطقه ی فلارد از مرکز نانوی ناحیه یک شهرکرد  

بازدید دانش آموزان دختر منطقه ی فلارد از مرکز نانوی ناحیه یک شهرکرد
حسن احمدیان مدیر پژوهشسرای خوارزمی منطقه ی فلارد از بازدید دانش آموزان دختر دوره ی  اول و  دوم متوسطه ی این منطقه از مرکز نانوی اداره ی آموزش و پرورش ناحیه یک شهرکرد خبر داد.
احمدیان گفت در سالهای اخیر، آموزش علوم و فناوری نانو در بسیاری از کشورها از جمله ایران مورد توجه قرار گرفته است که  با توجه به سند راهبردی توسعه آموزش فناوری نانو در جمهوری اسلامی ایران، تلاش هایی برا

ادامه مطلب  

عروس خانوم!  

ای بابا این دختر هم که قهر کرده!
قهر میکنه نمیگه خانم کوچیکه فقط میگه خانم! تقصیر خودشه صد هزار بار بهش گفتم به کمد من و ساعتام و وسایلم دست نزن . اصن نمیخواد اونا رو مرتب کنی.
میخواستم برم بیرون . اتاقمو مرتب کرده ساعتم گم شده. میگم کجا گذاشتیش؟
میگه ای بابا خانم کوچیکه یه ساعتم نمیتونی پیدا کنی خب همونجاست بگرد دیگه.
میگم مگه نگفتم به وسایل من دسسسستتتت نزننننننن. هااان؟؟ دوش میگیرم بر میگردم  نیم ساعت دیگه رو میزم باشه! متوجه شدی؟
میگه من کار

ادامه مطلب  

تمرینات ژیمناستیک دختر زیبا در کنار خرس  

“استفانی میلینگر” ژیمناست جوان آلمانی با انتشار تصاویر دیدنی و جالب خود در کنار خرس قهوه ای دست آموزش نظر همه را به خود جلب کرد.این دختر جوان که یکی از استعدادهای ژیمناستیک کشور آلمان است می گوید :حرکات کششی و یوگا باعث آرامش و شادی او در طول روز می شود به خصوص اگر کنار خرس دوست داشتنی اش باشد. 
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

دختر ۵ ساله پرویی که مادر شد  

در سال ۱۹۳۹، جوان ترین مادر در تاریخ پزشکی یک پسربچه بدنیا آورد که نامش را جراردو گذاشتند. مادر او لینا مدینا نام داشت که خود هنگام زایمان تنها ۵ ساله بود. شاید فکر کنید چنین چیزی امکان ندارد اما در کمال ناباوری این موضوع حقیقت دارد. والدین لینا او را به یک بیمارستان محلی در پرو آورده و اعلام کردند که دختر کوچکشان در ناحیه شکم یک تومور بسیار بزرگ دارد. اما پزشکان در کمال ناباوری به آن
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

زندگی دردناک دختر ۱۹ ساله ای که تمام عمرش را در داخل یک سطل سپری کرد  

وقتی رحما هارونا بدنیا آمد، ظاهری کاملاً شبیه دیگر بچه ها داشت اما مادرش حس می کرد که او مشکلی دارد. رفته رفته او با شرایط و معیارهای رشد یک کودک فاصله می گرفت و مادر بیچاره فهمید که دخترش با دیگر کودکان تفاوت دارد. این دختر ۱۹ ساله مسلمان از شهر کانو در نیجریه از سن ۶ ماهگی دیگر رشد نکرد. دست و پاهایش ناگهان از رشد بازماندند. با بالارفتن سن او همچنان بدون دست و پا بوده و دائما از
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

از مجموعه حکایات بر و بچ هلند  

اولین بار که تابلو "دختری با گوشواره مروارید" از یوهانس فرمیر را دیدم نفسم حبس شد. تا قبل از آن فقط دیدن ماشینهای خاص نفسم را به این شکل بند میاورد.  در نگاهش چیز غیر قابل درکی هست که او را از دنیای ما جدا میکند. هرچند لبهای نیمه بازش مثل میخی او را به زمین وصل نگه میدارد اما ابروهای نداشته و آن چشمهای تیره که به نقطه ای بی نشان مبهوت مانده اند، خصلتی غیر قابل باور و فرا زمینی به دخترک بخشیده اند که به مالیخولیا نزدیکش میکند. همیشه فکر میکنم اگر

ادامه مطلب  

باز هم فضولی جمهوری اسلامی در زندگی خصوصی مردم/ دستگیری ۲۳۰ دختر و پسر در پارتی مختلط شب یلدا  

پلیس پایتخت از دستگیری ۲۳۰ دختر و پسر در پارتی مخلتط شب یلدا در دو منطقه شمال شهر خبر داد.به گزارش تسنیم، ماموران پلیس تهران بزرگ 230 دختر و پسر جوان را در دو پارتی مختلط شبانه در منطقه لواسان و فرمانیه دستگیر کردند. این در حالی است که به گفته پلیس دعوت در این دو پارتی از طریق اینستاگرام زنده انجام شده بود.سرهنگ ذوالفقار برفر - رئیس پلیس امنیت اخلاقی تهران بزرگ در تشریح جزئیات این خبر اظهار کرد: در شب گذشته در دو عملیات جداگانه ماموران این پلیس

ادامه مطلب  

بحث اون شب  

اون شب سر دختر همسایه بود بحث 
بابا میگه من با اونا قهرم (یعنی باباش) واس چی اومده خونه من .
کلی بحث کردم ک شما با پدرش قهری و قهر شما به من مربوط نیس 
این حرفها و بی منطقی های بابا....
 
گفتم واسه دندونت از اون استفاده کن

ادامه مطلب  

383 ..  

میگه قیافه ـَت شده مثل ِ خوناشامی كه بهش خـون نرسیده [ درحالیكه سرش توو كتاب بود ] .. اینقد نشین پشت ِ اون لپ تاپ ِ كوفتی [ با حالت ِ عصبانیت و تمسخر ] .. دختر بودی یا پسر صدات یادم نمیاد .. .
از تو ای لپ تاپ ِ كوفتی كه من ُ از هم صحبتی با اطرافیان دور میكنی واقعـا ممنـون .

ادامه مطلب  

داستان عیب عروس خانم  

جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد و گفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت داردپیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان

ادامه مطلب  

مواجه شدن رهبر انقلاب ☘️☘️ هنگام کوهنوردی با دختری که سگی در آغوش داشت  

☘️☘️ماجرای زیبای مواجه شدن رهبر انقلاب ☘️☘️  هنگام کوهنوردی با دختری که سگی در آغوش داشت✨
«سید مظاهر حسینی»، مدیرکل تشریفات دفتر مقام معظم می گوید: در برنامه کوهنوردی، ایشان به دختری برخورد که سگی در بغل داشت. شاید اگر هرکدام از ما بودیم به او تذکر می‌دادیم که این سگ نجس است؛ یا ممکن است باعث بیماری شود. اما ایشان رو کرد و از آن دختر خانم پرسید:
اسم سگت چیست؟ چقدر دوستش داری؟ سپس گفتند: خب احکام نگهداری از سگ را هم می‌دانی؟ چند نمونه را

ادامه مطلب  

همسران و فرزندان  

در منابع تاریخی تعداد فرزندان امام سجاد(ع) ۱۵ نفر ذکر شده که ۱۱نفر آنها پسر و ۴ نفر دختر بوده‌اند.
نام فرزندان و همسران امام طبق نوشته شیخ مفید چنین است:

همسر نسبفرزندان
ام عبدالله
دختر امام حسن (ع)
امام محمد باقر(ع)

---
کنیز
عبدالله، حسن و حسین اکبر

جیدا
کنیز
زید و عمر

---
کنیز
حسین اصغر، عبدالرحمن و سلیمان

---
کنیز
علی و خدیجه

---
کنیز
محمد اصغر

ادامه مطلب  

امشب  

امشب اولین شبی بود ک توو خونه ی جدید بودم و خواستم تجربه کنم این تنهایی و مستقل بودن رو ! البته بوده شب هایی ک تنها باشم ولی اینجا، توی این خونه ی جدید، قراره کلا خودم تنها باشم
ولی چون بخاری ندارم امشب، صابخونه( حیات خانوم) نزاشت توو خونه بمونم و گفت یا میای بالا پیش من و آقامون یا میری پایین پیش دخترمون ! الا و بلا نمیزارم شبو اینجا بمونی و سرما بخوری. 
هرررچی هم مقاومت کردم نزاشت و گفت یالا جمع کن بریم
دلم میخواست میرفتم پیش خودشون. حیات خانوم

ادامه مطلب  

ازدواج  

مأمون عباسی در سال ۲۰۲ق یا ۲۱۵ق دختر خود ام فضل را به عقد امام جواد(ع) در آورد. برخی گفته‌اند: احتمالاً در دیداری که امام جواد با پدر در طوس داشت، مأمون، ام الفضل را به عقد او درآورد.[نیازمند منبع] ابن کثیر بر این باور است که خطبه عقد امام جواد با دختر مأمون در زمان حیات امام رضا(ع) خوانده شد، اما ازدواج آنها در سال ۲۱۵ق. در تکریت بوده است.

ادامه مطلب  

۳۹۳. خواستگار  

امروز از روی دنده چپ پا شدم نمیدونم چرا. بی حوصله و بداخلاق.. سرکارم همینطور! چند وقت میخوام برم آرایشگاه بعدازظهرا وقت نمیکردم هم روزا خیلی کوتاه هم اینکه مثلا درحال درس خوندنم همین روزی ۱ ساعتم نخونم که دیگه خیلی ضایع است.بالاخره که زنگ زدم و گفت ۱۱ بیا منم ۱ ساعت پاس گرفتم و رفتم. رفتم دیدم غلغله است گفتم خب میگفتی شلوغی من مرخصی ساعتی گرفتم باید برم گفت نه بشین رات میندازم.خلاصه ما نیم ساعت نشستیم تا نوبتمون شد . حالا خانومه با چه آرامشیییی

ادامه مطلب  

سردرگمی  

نمیدونم از چی بنویسم از خودم یا احوال اینروزام 
من دیگه همون دختر قبلی نیستم یادمه آخرین روزا یه گوشه ی اتاق افتاده بودم افسرده و ناامید بعد از یه خودکشی 
اونروز فهمیدم دیگه کسی پی من نیست شکستم هزار جور فکر خیال اومد تو سرم  هرروزِ هرروز کارم شده بود به مرگ فکر کردن ولی نمیدونم چی مانع ام میشد و نمیشد کاری کنم یعنی دستم نمیرفت یاد گرفته بودم از هر چی که دوس دارم بگذرم یاد گرفته بودم من هرروز تنهاتر میشم و کسی کنارم نیست خیلی چیزا توی این چند

ادامه مطلب  

سردرگمی  

نمیدونم از چی بنویسم از خودم یا احوال اینروزام 
من دیگه همون دختر قبلی نیستم یادمه آخرین روزا یه گوشه ی اتاق افتاده بودم افسرده و ناامید بعد از یه خودکشی 
اونروز فهمیدم دیگه کسی پی من نیست شکستم هزار جور فکر خیال اومد تو سرم  هرروزِ هرروز کارم شده بود به مرگ فکر کردن ولی نمیدونم چی مانع ام میشد و نمیشد کاری کنم یعنی دستم نمیرفت یاد گرفته بودم از هر چی که دوس دارم بگذرم یاد گرفته بودم من هرروز تنهاتر میشم و کسی کنارم نیست خیلی چیزا توی این چند

ادامه مطلب  

خاطرات یک دختر جوان - آن فرانک  

 



عنوان: خاطرات یک دختر جوان

 زمان مطالعه : 8 ساعت و 20 دقیقه


نویسنده : آن فرانک

 تاریخ مطالعه : 9 آذر - 16 آذر


مترجم : رویا طلوع

 پیشنهاد مطالعه به دیگران ( 0 تا 10) : 8


تعداد صفحات : 326
 


 
خلاصه کتاب: خلاصه کتاب خاطرات یک دختر جوان.
نظر شخصی : کتاب تاثیر گذاری بود. بعد از خواندنش، فیلمی هم درباره آن دیدم که شاید بهتر بود به صورت سریال ساخته می شد تا جزئیات بیشتری از نوشته های آنا را به نمایش در بیاورد. دیدن اینکه یک دختر سیزده چهارده ساله به

ادامه مطلب  

د ک  

نمی دونم دقیقا کجا رابطم نمی دونم‌با ک ر یا ستاره می خوام چیکار کنم نمی دونم نمدونم و نمی دونم ولی از تایم گذروندن با د ک عجیب دارم لذت می برم خوب من بلده حس خوبی در کنارش دارم دختر قوی و مسئولیت پذیریه نمی تونم منکر این شم که باهاش خوشحال ترم

ادامه مطلب  

تلقین چیز خیلی خوبیه.:)  

من نمی دونم چرا وارد صفحه ی مدیریت وبلاگ می شم حرفم می پره. تنبلی شدما. بلغمم بالا رفته. چقدر تلقین چیز خوبیه. من از تلقین خاطرات خیلی خوبی دارم. چند روز پیش تو یه خونه ای بلانسبت شبیه کاهدونی بودم که سر خودکارمو گم کرده بودم. حالا مگه پیدا می شد. شروع کردم به خودندن ورد جادویی " جوینده یابنده بود" حالا نگو کی بگو، 100 بار در یک دقیقه، در حین تکرار این جمله هم بیکار نموندم و واقعا دنبالش کلاه خودکار گشتم. همش هم بین تکرار جمله و گشتن تمرکز می کردم که

ادامه مطلب  

مزامیر 45  

1  [برای سالار مغنیان بر سوسنها. قصیدهٔ بنیقورح. سرود حبیبات] دل من به کلام نیکو می‌جوشد. انشاء خود را دربارهٔٔ پادشاه می‌گویم. زبان من قلم کاتب ماهر است. 2  تو جمیلتر هستی از بنی‌آدم و نعمت بر لبهای تو ریخته شده است. بنابراین، خدا تو را مبارک ساخته است تا ابدالآباد. 3  ای جبار شمشیر خود را بر ران خود ببند، یعنی جلال و کبریایی خویش را. 4  و به کبریایی خود سوار شده، غالب شو بجهت راستی و حلم و عدالت؛ و دست راستت چیزهای ترسناک را به تو خواهد آموخ

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >